 اين‌ حسرت‌ در دلهايشان‌ ايجاد كرد «و خداست‌ كه‌ زنده‌ مي‌كند و مي‌ميراند» هر زماني‌ كه‌ بخواهد و در هرجايي‌ كه‌ بخواهد؛ در جهاد، سفر، يا غير آن‌ و نشستن‌ در خانه‌ بازدارنده‌ مرگ‌ نيست، پس‌ اي‌ مؤمنان‌! موضع‌ شما در هنگام‌ مرگ‌ برادر يا عزيزي‌ در سفر، يا تجارت، يا جنگ، همانند موضع‌ كفار نباشد، چنان‌ نباشد كه‌ شما بر شهادت‌ شهيدان‌ خويش ‌حسرت‌ و افسوس‌ بخوريد و بايد از صابراني‌ باشيد كه‌ به‌ مقدرات‌ الهي‌ ايمان‌ راسخ‌ دارند «و خدا به‌ آنچه‌ مي‌كنيد، بيناست» و هيچ‌ چيز از امور پيدا و پنهان‌ بر او پوشيده‌ نيست‌.
 
	سوره قمر آيه  39‏متن آيه : ‏‏ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 آيه  40‏متن آيه : ‏‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ عذاب‌ و هشدارهاي‌ مرا بچشيد و قطعا قرآن‌ را براي‌ پندآموزي‌ آسان‌ كرده‌ايم‌ پس‌ آيا هيچ‌ پندپذيري‌ هست‌؟» بيضاوي‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ اين‌ دو پيام‌ را در هر داستاني‌ تكرار نمود، براي‌ اشعار و اعلام‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ تكذيب‌ هر يك‌ از پيامبران‌ مقتضي‌ فرود آمدن‌ عذاب‌ بوده‌ و گوش‌ سپردن‌ به‌ هر داستاني‌، مستدعي‌ پندگرفتن‌ و هشدارپذيري‌ است‌ و نيز به‌ اين‌ منظور كه‌ تنبيه‌ و بيدارباش‌ خود را تجديد نمايد تا سهو و غفلت‌ بر انسانها چيره‌ نشود. حكمت‌ در تكرار: (‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏)و(وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ‏) و مانند آنها نيز همين‌ است‌». اما دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ آيه: (فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏) را در اين‌ داستان‌ تكرار نكرد چنان‌ كه‌ درسه‌ داستان‌ ديگر تكرار نمود؛ اين‌ است‌ كه: سه‌ بار تكرار آن‌ به‌ حد كافي‌ مفيد تأكيد است‌ و ديگر به‌ تكرار مجدد آن‌ نيازي‌ نيست‌.
هدف‌ از بيان‌ اين‌ داستانها در كل‌، پند و عبرت‌گرفتن‌ انسانها از آنهاست‌. البته‌ حق‌ تعالي‌ قرآن‌ كريم‌ را براي‌ پندپذيري‌ و عبرت‌گرفتن‌ آسان‌ و آماده‌ نموده‌ است‌.
 
سوره قمر آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ داستان‌ پنجم‌ و آخرين‌ داستاني‌ است‌ كه‌ با ايجاز در اين‌ سوره‌ بيان‌ شده ‌است‌.
«و در حقيقت‌ هشداردهندگان‌» كه‌ موسي‌ و هارون‌ علیهماالسلام بودند «به‌ سراغ‌ آل ‌فرعون‌ آمدند» يعني: آنها به‌ سراغ‌ خود فرعون‌ و قوم‌ وي‌ آمدند. و خداوند(ج) به‌ذكر «آل‌ فرعون‌» اكتفا نموده‌ و از خود وي‌ نام‌ نبرد زيرا او پيشوايشان‌ بود پس‌ او به‌ دريافت‌ اين‌ هشدار اولي‌ و خواهي‌نخواهي‌ در تحت‌ اين‌ معني‌ داخل‌ است‌. فرق ‌در ميان‌ «آل‌» و «قوم‌» اين‌ است‌ كه: قوم‌ از آل‌ عام‌ تر مي‌باشد زيرا قوم‌ همه‌كساني‌ هستند كه‌ رئيس‌ و سردمدار به‌ امورشان‌ مي‌پردازد و آنان‌ از وي‌ حرف‌شنوي‌ دارند اما آل: فقط كساني‌ هستند كه‌ خير و شرشان‌ به‌ رئيس‌، يا خير و شر رئيس‌ به‌ آنان‌ بر مي‌گردد. همچنين‌ جايز است‌ كه‌ مراد از «نذر» نه‌ هشداردهندگان ‌بلكه‌ آيات‌ و معجزاتي‌ باشد كه‌ موسي‌(ع) به‌ وسيله‌ آنها هشدارشان‌ داد.
 
	سوره قمر آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما آنها همه‌ معجزات‌ ما را دروغ‌ شمردند» مراد؛ معجزات‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ ذكر آنها در چندين‌ سوره‌ گذشت‌ «پس‌ آنان‌ را چنان‌ فروگرفتيم‌ كه‌ زبردستي‌ توانمند گيرد» يعني: آنها را بسان‌ فروگرفتن‌ كسي‌ كه‌ در انتقام‌گيري‌ غالب‌ و بر نابودسازي‌ تواناست‌ و هيچ‌ چيز او را ناتوان‌ نمي‌گرداند، فرو گرفتيم‌.
ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ امت‌هاي‌ پنج‌گانه‌ ذكر شده‌ در اين‌ سوره‌؛ يعني‌ اقوام‌ نوح‌، عاد، ثمود، قوم‌لوط و آل‌ فرعون‌ همه‌ در جرم‌ و جزا مشترك‌اند زيرا جرم‌ همه ‌آنان‌ تقريبا يك‌ چيز است‌ و آن‌ عبارت‌ از: كفر به‌ خداوند(ج)، تكذيب ‌پيامبران(ع) و ارتكاب‌ معاصي‌ ديگري‌ است‌ و هرچند جزاي‌ آنها در ميان‌ طوفان‌، باد صرصر، بانگ‌ مرگبار جبرئيل‌(ع)، باد سنگبار و غرق‌، گوناگون‌ مي‌باشد ولي‌ نتيجه‌ همه‌ آنها يكي‌ است‌ و آن‌ براندازي‌ و ريشه‌كن‌ ساختن‌ كلي‌ آنهاست‌. پس ‌اين‌ داستانها همه‌، براي‌ كفار قريش‌ و امثالشان‌ از كفار دروغ‌انگار تا روز قيامت ‌عبرت‌آموز است‌.
 
	سوره قمر آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ مردم‌ مكه‌ و اي‌ كساني‌ كه‌ دعوت‌ محمد ص به‌ شما رسيده‌ است: «آيا كافران‌ شما از همه‌ اينان‌»  كه‌ برشمرديم‌ «برترند؟» يعني: بايد شما مردم‌ مكه‌ ياقوم‌ عرب‌ بدانيد كه‌ كفارتان‌ از كفار امت‌هاي‌ پيشين‌ كه‌ به‌ سبب‌ كفرشان‌ نابود ساخته‌ شدند، بهتر نيستند پس‌ دليلي‌ وجود ندارد كه‌ شما از عذابي‌ كه‌ بر اثر تكذيب ‌به‌ آنان‌ رسيد، در امن‌ و امان‌ قرار داشته‌ باشيد؛ «يا شما را در كتابهاي‌ آسماني‌ حكم ‌برائت‌ است‌» كه‌ هر كس‌ از شما كفر و انكار ورزيد، از عذاب‌ خداوند(ج) ايمن ‌باشد؟! قطعا چنين‌ نيست‌.
 
سوره قمر آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مي‌گويند: ما جمعي‌ كين‌ستان‌ و همپشتيم‌» يعني: ما قريشيان‌ گروهي‌ هستيم‌ كه ‌هيچ‌ نيرويي‌ توان‌ رويارويي‌ با ما را ندارد، به‌ سبب‌ كثرت‌ شمار و امكانات‌ ما و اين‌كه‌ كار ما چنان‌ به‌ همپشتي‌ و يكپارچگي‌ متكي‌ است‌ كه‌ مغلوب‌ نمي‌شويم‌ بلكه‌ بر دشمنانمان‌ پيروز شده‌ و از آنان‌ انتقام‌ مي‌گيريم‌.
 
	سوره قمر آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زودا كه‌ اين‌ جمع‌» يعني: جمع‌ كفار مكه‌، يا كفار عرب‌ به‌طور عام‌ «در هم ‌شكسته‌ شوند و پشت‌ كنند» و چنين‌ هم‌ شد زيرا خداي ‌عزوجل‌ آنان‌ را در روز بدر شكست‌ داد به‌ طوري‌ كه‌ رؤساي‌ شرك‌ و سردمداران‌ كفر كشته‌ شدند و ديگران ‌نيز پشت‌ كردند پس‌ سپاس‌ خداي‌ راست‌ جل‌جلاله‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌بخاري‌ و نسائي‌ از ابن‌عباس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: در حالي‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص در روز بدر در قبه‌ مخصوص‌ خود قرار داشتند، به‌ بارگاه‌ پروردگار خويش‌ به‌زاري‌ مناجات‌ كرده‌ و گفتند: «أنشدك‌ عهدك‌ ووعدك‌، اللهم‌ إن‌ شئت‌ لم‌ تعبد بعد اليوم‌ في‌الأرض‌ أبدا: پروردگارا! تو را به‌ عهد و وعده‌ات‌ به‌ جد سوگند مي‌دهم‌؛ بارخدايا! اگر مي‌خواهي‌ كه‌ بعد از امروز ديگر هرگز در زمين‌ مورد پرستش‌ قرار نگيري‌...». در اين‌ اثنا ابوبكر(رض) دست‌ آن‌ حضرت‌ ص را گرفت