غرب‌» از مشرق‌ و مغرب‌ به‌ صيغه‌ تثنيه‌ تعبيرشد زيرا خورشيد در زمستان‌ مشرق‌ و مغربي‌ دارد و در تابستان‌ مشرق‌ و مغرب ‌ديگري‌ و با اين‌ اختلاف‌ مشرقها و مغربهاست‌ كه‌ فصلهاي‌ چهارگانه‌ سال‌ به‌ وجود آمده‌ و جو جغرافيايي‌ از سرما به‌ گرما و باز به‌ حال‌ اعتدال‌ تغيير مي‌كند. البته ‌اختلاف‌ مشرقها و مغربها منافع‌ عظيم‌ ديگري‌ نيز براي‌ انسان‌ دارد. آري‌! اگر خورشيد در طلوعگاه‌ و غروبگاه‌ خود ثابت‌ و يكنواخت‌ مي‌بود، بي‌گمان‌ موسم‌هاي‌ تابستان‌ و زمستان‌ و تغييرات‌ فصلي‌ پديد نمي‌آمد و نظام‌ زندگي‌ در كره ‌زمين‌ مختل‌ مي‌شد.
	سوره رحمن آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» اي‌ گروه‌هاي‌ انس‌ و جن‌ «كدام‌ يك‌ از نعمت‌هاي‌ پروردگارتان‌ را دروغ ‌مي‌شماريد» و آنها را انكار كرده‌ و شكر نمي‌گزاريد؟ به‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ را عبادت‌ كرده‌ و از او پروا داريد.
 
سوره رحمن آيه  19‏متن آيه : ‏‏ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ‏
آيه  20‏متن آيه : ‏‏ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«دو دريا را به‌گونه‌اي‌ روان‌ كرد كه‌ با هم‌ برخورد كنند» يعني: تنگانگ‌ در جوار يك‌ديگر قرار گيرند پس‌ با آن‌كه‌ در منظر چشم‌ هيچ‌ فاصله‌اي‌ ميان‌ آنها نيست‌ اما با اين‌ وجود، در هم‌ نمي‌آميزند زيرا «ميان‌ آن‌ دو، برزخي‌ است‌» يعني: حاجز و حجابي‌ است‌ كه‌ جلو آميزش‌ آنها را مي‌گيرد «كه‌ به‌ هم‌ تجاوز نمي‌كنند» يعني: بر اثر وجود آن‌ حاجز و حايل‌، يكي‌ از آنها به‌ ديگري‌ تجاوز نمي‌كند تا به‌ آن‌ درآيد و درآميزد. ابن‌جريج‌ مي‌گويد: اين‌ دو دريا عبارتند از درياي‌ نمكين‌ و نهرهاي‌ شيرين‌ و گوارا پس‌ آب‌ شيرين‌ براي‌ نوشيدن‌ و آب ‌دادن‌ حيوانات و نباتات‌ است‌ و آب‌ نمكين‌ براي‌ پاكسازي‌ آب‌ از ميكروبها، اصلاح‌ طبقات‌ هوا، بيرون‌ آوردن ‌مرواريد و مرجان‌ و منافعي‌ ديگر.
 
سوره رحمن آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» اي‌ گروه‌هاي‌ انس‌ و جن‌ «كدام‌يك‌ از نعمت‌هاي‌ پروردگارتان‌ را دروغ ‌مي‌شماريد» و شكر نمي‌گزاريد؛ به‌ اين‌كه‌ پرستش‌ و تقواي‌ حق‌ تعالي‌ را در پيش‌ گيريد؟.
	سوره رحمن آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از آن‌ دو» دريا «لؤلؤ و مرجان‌ بيرون‌ مي‌آيد» لؤلؤ: دري‌ است‌ كه‌ از صدف ‌بيرون‌ مي‌آيد و مرجان: نگيني‌ است‌ سرخ‌رنگ‌ و معروف‌. مراد اين‌ است‌ كه ‌مرواريد و مرجان‌ از يكي‌ از آن‌ دو دريا كه‌ درياي‌ نمكين‌ است‌ بيرون‌ مي‌آيد و در ميان‌ اعراب‌ اين‌ روش‌ متداول‌ است‌ كه‌ دو جنس‌ را جمع‌ مي‌كنند، سپس‌ از يكي‌ از آنها خبر مي‌دهند چنان‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ مي‌فرمايد: (‏ يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ ): «اي‌ گروه‌ جن‌ و انس‌! آيا پيامبراني‌ از خود شما نزد شما نيامده‌اند؟» «انعام/130» درحالي‌كه‌ پيامبران‌ از انس‌اند نه‌ از جن‌. و چنان‌كه‌ مي‌گويي: «از شهر بيرون‌ شدم‌». درحالي‌كه‌ از يكي‌ از محلات‌ آن‌ بيرون‌ شده‌اي‌، نه‌ از همه‌ اماكن ‌آن‌.
 
سوره رحمن آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» اي‌ گروه‌هاي‌ انس‌ و جن‌ «كدام‌ يك‌ از نعمت‌هاي‌ پروردگارتان‌ را دروغ‌ مي‌شماريد؟» زيرا در اين‌ نعمت‌ها چنان‌ نشانه‌هاي‌ عظيم‌ و فراواني‌ وجود دارد كه‌ احدي‌ قادر به‌ تكذيب‌ آنها نبوده‌ و آنها را انكار نتواند كرد.
 
	سوره آل عمران آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به ‌سبب‌ رحمتي‌ از جانب‌ الله» بر تو و بر آنان‌ بود كه‌ «با آنان‌ نرمخو شدي» يعني‌: نرمش‌ و مهرباني‌ پيامبرص بر مردم، نيست‌ جز به ‌سبب‌ رحمت‌ بزرگي‌ كه ‌به ‌عنوان‌ مددي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي‌ بر آن‌ حضرت‌ص ارزاني‌ داشته‌ شد تا دلهاي ‌يارانشان‌ به‌ ايشان‌ گرايش‌ پيدا كند و كار دين‌ اوج‌ گيرد و استوار گردد «و اگر درشتخوي» فظ: تندخوي‌ درشتگوي، بي‌عاطفه‌ و بدخلق‌ «و سخت‌دل‌ بودي» غلظت‌ قلب‌: سنگدلي‌ و عدم‌ حساسيت‌ و انفعال‌ و تأثيرپذيري‌ آن‌ براي‌ خير است ‌«قطعا از پيرامون‌ تو پراكنده‌ مي‌شدند» و سر خود گرفته‌ هر يك‌ به‌ راهي‌ مي‌رفتند ومتفرق‌ مي‌شدند «پس‌ از آنان‌ درگذر» در آنچه‌ كه‌ به‌ تو تعلق‌ مي‌گيرد از حقوق‌ «و برآنان‌ آمرزش‌ بخواه» از خداوند(ج) در آنچه‌ كه‌ به‌ حق‌ خداي‌ سبحان‌ تعلق‌ مي‌گيرد «و با آنان‌ در كارها مشورت‌ كن» يعني‌: در اموري كه‌ در مانند آن‌ مشورت‌ صورت ‌مي‌گيرد، يا با آنان‌ در امر جنگ‌ مشورت‌ كن‌. اين‌ دستور به‌ علاوه‌ اين‌ كه‌ خاطر اصحاب‌ را خوش‌ساخته‌ و مودت‌ ايشان‌ را جلب‌ مي‌كند، معرف‌ مشروعيت ‌اصل‌ مشورت‌ در ميان‌ امت‌ بعد از رحلت‌ پيامبرص نيز هست‌. مراد: مشاوره‌ در اموري‌ است‌ كه‌ شرع‌ درباره‌ آنها موضع‌ روشن‌ و واضحي‌ اتخاذ ننموده‌ و ميدان‌ را براي‌ تضارب‌ آرا در آن‌ بازگذاشته‌ است، نه‌ در امور مسلم‌ شرعي‌ و رسول‌خداص عملا با يارانشان‌ در چنان‌ اموري‌ مشورت‌ مي‌كردند. ترمذي‌ ازابوهريره‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «هيچ‌كس‌ بيشتر از رسول‌ خداص مشورت‌ نمي‌كرد». چنان‌كه‌ آن‌ حضرت‌ص در غزوه‌ بدر، غزوه‌ خندق، غزوه‌حديبيه‌ و حتي‌ در داستان‌ افك‌ با اصحابشان‌ مشورت‌ كردند[9].
بنابراين، بر زمامداران‌ امور جامعه‌ اسلامي‌ واجب‌ است‌ كه‌ با علما در آنچه‌ كه نمي‌دانند، يا در آنچه‌ از امور دين‌ كه‌ برايشان‌ مشتبه‌ و مشكل‌ مي‌شود، با كارآگاهان‌ و فرماندهان‌ ارتش‌ در آنچه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ امور جنگ‌ است، با خبرگان‌ و انديشه‌وران‌ مردم‌ در آنچه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ مصالح‌ مردم‌ است‌ و با سران‌ رجال‌ ديواني، مأمورين‌ دولت‌ و وزرا در آنچه‌ كه‌ به‌ سازندگي‌ كشور و مصالح‌ آن‌ مربوط مي‌شود؛ مشاوره‌ و رايزني‌ كنند. قرطبي‌ مي‌گويد: «در وجوب‌ معزول ‌ساختن‌ زمامداري‌ كه‌ با اهل‌ علم‌ و دين‌ مشورت‌ نمي‌كند، هيچ‌ خلافي‌ نيست». «و چون ‌عزمت‌ را جزم‌ نمودي» يعني‌: چون‌ بعد از مشاوره، بر اجراي‌ امري‌ مصمم‌ گشتي‌ ودلت‌ بر آن‌ تصميم‌ مطمئن‌ شد «بر خدا توكل‌ كن» در انجام‌ آن‌ امر «زيرا خداون