رده‌ و آن‌ را بدون‌ اطلاع‌ يارانش ‌به‌ خود اختصاص‌ دهد زيرا خداي‌ عزوجل‌ پيامبرانش‌ را از كارهاي‌ زشت‌ و فرومايه‌ معصوم‌ داشته‌ است، لذا كار نامناسب‌ از ايشان‌ صادر نمي‌شود.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ انبياي‌ الهي‌ را از «غلول» تنزيه‌ مي‌كند. غلول‌: آن‌ است‌ كه‌ انسان ‌از مال‌ مسلمين‌ چيزي‌ را كه‌ حقي‌ در آن‌ ندارد، به‌ خودش‌ برگيرد، خواه‌ آن‌ چيز از اموال‌ غنيمت‌ باشد، يا از اموال‌ زكات، يا از اموال‌ هديه، و ـ بر اساس‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ ـ غلول‌ حرام‌ است‌ و از گناهان‌ كبيره‌ مي‌باشد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌كه‌ رسول‌ خداص رشته‌ كركي‌ را از پشت‌ شتري‌ از شتران‌ غنيمت‌ برگرفته‌ و خطاب ‌به‌ يارانشان‌ فرمودند: «حق‌ من‌ در اين‌ موي‌ كرك، همانند حق‌ هريكي‌ ازشماست‌. پس‌ هان‌! از غلول‌ بر حذر باشيد زيرا غلول‌ در روز قيامت‌ خواري‌ ورسوايي‌اي‌ بر صاحب‌ خويش‌ است‌. حتي‌ بايد نخ‌ و سوزن‌ و مافوق‌ اين‌ از غنايم‌ راتسليم‌ كنيد». «و هركس‌ خيانت‌ ورزد، روز قيامت‌ با آنچه‌ در آن‌ خيانت‌ كرده، بيايد» اين‌ جمله، متضمن‌ تحريم‌ غلول‌ و خيانت‌ و برحذرساختن‌ شديد از آن‌ است‌ زيرا غلول‌ در غنيمت، تنها گناهي‌ است‌ كه‌ فاعل‌ آن‌ در روز قيامت‌ در حضور مردم‌ و زير نگاه‌ آنان‌ مجازات‌ مي‌شود و همه‌ اهل‌ محشر از كار وي‌ آگاه‌ مي‌گردند، اين‌مجازات‌؛ آمدن‌ او در روز قيامت‌ همراه‌ با مال‌ خيانت‌ در حالي‌ است‌ كه‌ حامل‌ آن ‌مال‌ است‌ و آن‌ مال‌ وبال‌ گردن‌ اوست، قبل‌ از آن‌ كه‌ مورد محاسبه‌ قرارگيرد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رسول‌ خداص مردي‌ به‌نام‌ ابن‌لتيبه‌ از قبيله‌ «ازد» را به‌ جمع‌آوري‌ اموال‌ زكات‌ برگمارده‌ بودند، پس‌ با اموال‌ جمع‌آوري‌ شده‌ آمد و گفت‌: اين‌ بخش‌ مال‌ شماست، اما اين‌ بخش‌ ديگر، مال‌ من‌ است‌ كه‌ به‌ من‌ هديه‌ داده‌ شده‌! رسول‌ خداص بر منبر رفتند و فرمودند: چه‌ شده ‌است‌ عامل‌ را كه‌ او را بر عملي‌ مي‌فرستيم، پس‌ مي‌گويد: اين‌ از آن‌ شماست‌ و اين‌ديگر به‌ من‌ هديه‌ داده‌شده‌! چرا در خانه‌ پدر و مادر خود ننشست‌ تا بنگرد كه‌ آيا به‌ وي‌ هديه‌ داده‌مي‌شود يا خير؟! سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جان‌ محمدص در دست‌ بلاكيف‌ اوست، يكي‌ از شما به‌ آن‌ خيانت‌ نمي‌كند، مگر اين‌ كه‌ در روز قيامت‌ مي‌آيد و آن‌ مال‌ برگردن‌ او آويخته‌ است، اگر شتر باشد؛ آن‌ را بانگ‌ شتر، اگر گاو باشد آن‌ را آواز گاو و اگر گوسفند باشد، آن‌ را آواز گوسفند است‌...». «آن‌گاه‌ به‌ هركس‌ جزاي‌ كارو كردارش‌ به‌ تمامي‌ داده‌ مي‌شود» چه‌ اعمال‌ خير انجام‌ داده‌باشد، چه‌ اعمال‌ شر «و بر آنان‌ ستم‌ نرود» با افزودن‌ بر حجم‌ اعمال‌ بدشان‌.
 
	سوره رحمن آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ است‌ همان‌ جهنمي‌ كه‌ مجرمان‌ آن‌ را انكار مي‌كردند» يعني: در اين‌ هنگام‌كه‌ پيشاني‌ها و پاهايشان‌ گرفته‌ شود و در دوزخ‌ افگنده‌ شوند، به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود: اين‌ همان‌ جهنمي‌ است‌ كه‌ همينك‌ آن‌ را مشاهده‌ كرده‌ و به‌ سوي‌ آن‌ مي‌نگريد، با آن‌كه‌ در دنيا آن‌ را دروغ‌ مي‌شمرديد و مي‌گفتيد كه‌ وجود جهنم ‌اصلا حقيقت‌ ندارد.
 
	سوره رحمن آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
مجرمان‌ در «ميان‌ آن‌» يعني: در ميان‌ جهنم‌ «مي‌گردند» و جهنم‌ آنان‌ را مي‌سوزاند «و ميان‌ آب‌ جوشان‌» مي‌گردند؛ و بر روهايشان‌ ريخته‌ مي‌شود. حميم: آب‌ بسيار داغ‌ و جوشاني‌ است‌ كه‌ در جوشش‌ به‌ نهايت‌ خود رسيده‌ باشد پس ‌آنان‌ در ميان‌ آتش‌ و آب‌ جوشان‌ در گردش‌اند؛ گاهي‌ در آتش‌ تعذيب‌ شده‌ و گاهي‌ از آب‌ جوشان‌ نوشانده‌ مي‌شوند.
 
	سوره رحمن آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» اي‌ گروه‌هاي‌ انس‌ و جن‌ «كدام‌يك‌ از نعمتهاي‌ پروردگارتان‌ را دروغ ‌مي‌شماريد؟» بعد از اين‌ تهديدها و هشدارهاي‌ بازدارنده‌ از گناه‌، كه‌ خود نعمت‌ به‌شمار مي‌روند؟.
 
	سوره رحمن آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هر كس‌ كه‌ از ايستادن‌ در پيشگاه‌ پروردگارش‌ ترسيده‌، دو باغ‌ است‌» پيشگاه‌ پروردگار سبحان: همانا موقفي‌ است‌ كه‌ بندگان‌ در آن‌ پيش‌ روي‌ وي‌ براي‌ حساب‌ مي‌ايستند. به‌قولي: مقام‌ پروردگار؛ همانا اشراف‌ حق‌ تعالي‌ بر احوال ‌بندگانش‌ و اطلاع‌ وي‌ بر افعال‌ و سخنانشان‌ است‌ پس‌ كسي‌ از اين‌ مقام‌ مي‌ترسد كه ‌از معاصي‌ دست‌ برداشته‌ و از طاعات‌ پيروي‌ كند. اصل‌ در «خوف‌»: توقع‌ امر ناخوش‌آيندي‌ در آينده‌ است‌ و آن‌ ضد «امن‌» مي‌باشد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌بخاري‌ و مسلم‌ و غير ايشان‌ از ابوموسي‌اشعري‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «جنتان‌ من‌ ذهب‌ حليتهما وآنيتهما وما فيهما وجنتان‌ من‌ فضة حليتهما وآنيتهما وما فيهما، وما بين ‌القوم‌ وبين‌ أن‌ ينظروا إلي‌ ربهم‌ إلا رداء الكبرياء علي‌ وجهه‌ في‌ جنة عدن: دو بهشت‌ است‌ از طلا كه‌ زيورآلات‌ و ظروف‌ آنها و هر چه‌ كه‌ در آنهاست‌ از طلاست‌ و دو بهشت‌ است‌ از نقره‌ كه‌ زيورآلات‌ و ظروف‌ آنها و هرآنچه‌ كه‌ در آنهاست‌ از نقره‌ است‌ و در ميان‌ بهشتيان‌ و ميان‌ اين‌كه‌ به‌ سوي ‌پروردگارشان‌ بنگرند، چيزي‌ جز رداي‌ كبريائي‌ بر روي‌ وي‌ در بهشت‌ عدن ‌نيست‌». به‌قولي‌ ديگر: دو بهشت‌ وجود دارد، يكي‌ روحاني‌ و ديگري‌ جسماني‌، بهشت‌ روحاني‌ همانا رضاي‌ حق‌ تعالي‌ است: (وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ) «توبه/‌72» و بهشت‌ جسماني‌ عبارت‌ است‌ از: بهره‌هاي‌ مادي‌ بسيار بزرگ‌، برتر و جاويدان‌. چنان‌كه‌ ابن‌عباس‌(رض) و غير وي‌ گفته‌اند؛ صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ عام‌ است‌ و انس‌ و جن‌ هر دو را دربر مي‌گيرد زيرا اين‌ آيه‌ از گوياترين‌ دلايل‌ بر اين‌ حقيقت ‌است‌ كه‌ اگر جنيان‌ ايمان‌ آورند و تقوا پيشه‌كنند، به‌ بهشت‌ وارد مي‌شوند.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ مي‌كند كه: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ ابوبكر صديق‌(رض) نازل‌ شد زيرا روزي‌ او قيامت‌ و حساب‌ و كتاب‌ و بهشت‌ و دوزخ‌ را به‌ياد آورد و سپس‌ گفت: «دوست‌ داشتم‌ گياهي‌ از اين‌ گياهان‌ سبز مي‌بودم‌ كه‌ حيواني‌ مي‌آمد و مرا مي‌خورد، دوست‌ داشتم‌ كه‌ هرگز آفريده‌ نمي‌شدم‌». پس ‌اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
سوره رحمن آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس