 نهان‌ در ميان‌ صدف: مرواريدي‌ است‌ كه ‌به‌ آن‌ دستي‌ نرسيده‌ و بر آن‌ غباري‌ فرونيفتاده‌ باشد، كه‌ چنين‌ مرواريدي‌ صفا و درخشش‌ بيشتري‌ دارد. پس‌ زنان‌ بهشت‌ در سفيدي‌، زيبايي‌ و صفاي‌ رنگ‌ خود به ‌لؤلؤ نهان‌ در ميان‌ صدف‌ تشبيه‌ شده‌اند.
 
سوره واقعة آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ پاداشي‌ است‌ براي‌ آنچه‌ مي‌كردند» يعني: همه‌ اين‌ نعمت‌ها به‌ منظور پاداش‌دهي‌ در برابر اعمالشان‌ به‌ ايشان‌ ارزاني‌ مي‌شود.
 
	سوره واقعة آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا تَأْثِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در بهشت‌ سخني‌ بيهوده‌ و حرفي‌ گناه‌آلود نمي‌شنوند» زيرا در بهشت‌ كسي ‌هذيان‌ و سخن‌ گناه‌آلودي‌ نمي‌گويد و در آن‌ از دشنام‌ و ايذاء و سخنان‌ آلوده‌ به‌ گناه‌ خبري‌ نيست‌.
 
	سوره واقعة آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا قِيلاً سَلَاماً سَلَاماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ليكن‌ سخني‌ را مي‌شنوند كه‌ سلام‌ است‌ و سلام‌» يعني: بهشتيان‌ همديگر را به‌ گفتن‌ سلام‌، شادباش‌ و درود گفته‌ و سلام‌ ... سلام‌! مي‌گويند.
 
	سوره واقعة آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اصحاب‌ يمين‌؛ چه‌ حال‌ دارند اصحاب‌ يمين‌؟» اين‌ آيه‌ معطوف‌ به‌ ‏ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ‏‏ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ‏  است‌ و استفهام‌ مفيد به‌ شگفت‌ واداشتن‌ از حال‌ سعادت‌مندانه‌ و نيكبختي‌ آنان‌ است‌. اصحاب‌ يمين‌ ـ چنان‌كه‌ در سوره‌ «رحمن‌» گذشت‌ ـ اصحاب‌ باغ‌ دوم‌اند. يعني: در تركيب‌ كلي‌ بهشتيان‌، در درجه‌ دوم‌ بعد از سابقان‌ و مقربان‌ قرار داشته‌ و در برخورداري‌ از نعمتها درجه‌ پايين‌تري‌ دارند؛ زيرا ايشان‌ در دنيا از نظر ايمان‌ ضعيف‌تر بوده‌ و از نظر اخلاص‌ و عمل‌، بهره‌ كمتري‌ داشته‌اند بنابراين‌، ميوه‌ها و نعمت‌هايي‌ كه‌ به‌ ايشان‌ داده‌ مي‌شود، به‌ درجه ‌پيشتازان‌ نمي‌رسد.
 
	سوره واقعة آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! اصحاب‌ يمين‌ «در جوار درختان‌ سدر بي‌خار» قراردارند. درخت‌ سدر يا كنار نوعي‌ درخت‌ معروف‌ است‌. مخضود: آن‌ است‌ كه‌ خار آن‌ قطع‌ شده‌ باشد.
 
	سوره واقعة آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» در جوار «درخت‌ هاي‌ موز كه‌ ميوه‌اش‌ خوشه‌ خوشه‌ روي‌ هم‌ چيده ‌است‌» طلح: درخت‌ موز است‌. منضود : آن‌ است‌ كه‌ خوشه‌هاي‌ آن‌ بر فراز همديگر به‌ نظمي‌ زيبا چيده‌ شده‌ باشد. به‌قولي: طلح‌؛ درخت‌ موز نيست‌ بلكه ‌درخت‌ معروفي‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ درخت‌ در سرزمين‌ اعراب‌ مي‌باشد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ فضيلت‌ آن‌ بر درختان‌ دنيا همچون‌ فضيلت‌ ساير نعمت‌هاي‌ بهشتي‌ بر نعمت‌هاي‌ دنياست‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ دو آيه‌ روايت‌ شده‌ است: اعراب‌ وادي‌ وج‌ را كه‌ دره‌اي ‌حاصل‌خيز و سرسبزي‌ در طائف‌ بود و سايه‌ها و درختان‌ موز و كنار آن‌ را بسيار دوست‌ داشتند پس‌ خداوند(ج) نازل‌ فرمود:(‏ وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ... ).
 
سوره واقعة آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اصحاب‌ يمين‌ «در سايه‌ گسترده‌» يعني: هميشگي‌ و پايدار قرار دارند كه ‌زوالي‌ ندارد و خورشيد آن‌ را از بين‌ نمي‌برد.
 سوره واقعة آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَاء مَّسْكُوبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» نيز اصحاب‌ يمين‌ «در آبي‌ريزان‌» قرار دارند كه‌ در طول‌ شبانه‌روز به‌ هر كجا كه‌ خواهند جاري‌ مي‌شود و هيچ‌ انقطاعي‌ ندارد. پس‌ اين‌ آب‌ ريزان‌ كه‌ خداي‌عزوجل‌ آن‌ را در مجاري‌اش‌ مي‌ريزد، شراب‌ اصحاب‌ يمين‌ است‌ اما شراب‌ پيشتازان‌ مقرب‌، جامهايي‌ از چشمه‌ شراب‌ جاري‌ است‌.
  
	سوره واقعة آيه  32‏متن آيه : ‏‏ وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ‏
آيه  33‏متن آيه : ‏‏ لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و» نيز اصحاب‌ يمين‌ «در ميوه‌اي‌ بسيار» قرار دارند «كه‌ نه‌ پايان‌ پذير است‌» و در وقتي‌ اوقات‌ قطع‌ مي‌شود چنان‌كه‌ ميوه‌هاي‌ دنيا هر يك‌ فصلي‌ داشته‌ و در بعضي‌ از اوقات‌ قطع‌ مي‌شوند «و نه‌ بازداشته‌ شده‌» يعني: ميوه‌هاي‌ آن‌ ازكسي‌ كه‌ خواهانش‌ باشد، در وقتي‌ از اوقات‌ و به‌ صفتي‌ از اوصاف‌ بازداشته ‌نمي‌شود. مثلا چنين‌ نيست‌ كه‌ در برابر آن‌ از ايشان‌ بهايي‌ خواسته‌ شود، يا امثال ‌اين‌گونه‌ از قيود و شرايط و موانع‌ براي‌ ايشان‌ وضع‌ گردد بلكه‌ آن‌ ميوه‌ها هميشه‌ برايشان‌ آماده‌ است‌. اما ميوه‌ «پيشتازان‌ مقرب‌» ميوه‌اي‌ است‌ كه‌ آنان‌ خود از ميان‌ انواع‌ ميوه‌ها بر مي‌گزينند.
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌ ذاتي‌ كه‌ آنچه‌ در زمين‌ است‌» يعني: زمين‌ و آنچه‌ را كه‌ در آن‌ است ‌«همه‌ را براي‌ شما آفريد» به‌ عنوان‌ گراميداشت‌ و تكريم‌ و نعمت‌ و توشه‌ و منفعتي‌براي‌ شما از سوي‌ خويش‌ تا زماني‌ معين‌ «سپس‌» بعد از آفرينش‌ زمين‌ «به‌ سوي‌آسمان‌ قصد كرد» با اراده‌ خويش، به‌ قصدي‌ درست‌ و استوار كه‌ مخصوص‌ به‌خود اوست‌ «و هفت‌ آسمان‌ را استوار كرد» يعني: آفرينش‌ آنها را استوار كرد وسامان‌ بخشيد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ هيچ‌ خلل‌ و بي‌نظمي‌اي‌ در آنها نيست‌ «و او به‌هرچيزي‌ داناست‌» يعني: علم‌ خداوند متعال‌ به‌ تمام‌ مخلوقاتش‌ محيط و فراگيراست‌.
اين‌ آيه:ثُمَّ اسْتَوَى «بقره/29» و آيه: ‏ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ‏ «طه/‌5» از مشكلات‌ تفسير است، كه‌ علما درباره‌ آن‌ بر سه‌ رأي‌ اند:
رأي‌ اول: مربوط به‌ بسياري‌ از ائمه‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: ما اين‌ آيه‌ را مي‌خوانيم‌ وبه‌ آن‌ ايمان‌ داريم، ولي‌ آن‌ را تفسير نمي‌كنيم‌. امام‌ مالك: در اين‌ باره‌ سخن ‌مشهوري‌ دارد كه‌ مي‌گويد: «استوا معلوم‌ است‌ و كيفيت‌ آن‌ با عقل‌ قابل‌ درك‌نيست، ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن‌ بدعت‌ است‌».
رأي‌ دوم: رأي‌ فرقه‌ «مشبهه‌» است‌ كه‌ مي‌گويند: «استواء؛ ارتفاع‌ و قرارگرفتن‌ بريك‌ چيز است، چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: ‏ فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ (و چون‌ تو (اي‌ نوح) و همراهانت‌ بر بالاي‌ كشتي‌ قرار گرفتيد ) [23/28]». كه‌ اين‌ رأي‌ باطل‌ است‌ زيرا چنين‌ استوائي‌ از صفات‌ اجسام‌ مي‌باشد وخداوند متعال‌ از آن‌ منزه‌ است‌.
رأي‌ سوم: رأي‌ برخي‌ از علماء است‌ 