 الهي‌ است‌؛ كه‌ از آن‌ جمله‌ است دشمني‌ با كفار و فروگذاشتن‌ دوستي‌ و موالات‌ با آنان‌ «روز قيامت‌ خدا در ميان ‌شما فيصله‌ مي‌كند» يعني: در ميان‌ شما جدايي‌ مي‌افگند پس‌ اهل‌ طاعت‌ خود را به‌بهشت‌ و اهل‌ معصيت‌ خود را به‌ دوزخ‌ داخل‌ مي‌كند «و خداوند به‌ آنچه‌ مي‌كنيد بيناست» بنابراين‌، شما را در برابر اعمالتان‌ جزا مي‌دهد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌انس‌(رض) آمده‌ است: «مردي‌ از رسول‌ اكرم‌ ص پرسيد: يا رسول‌ الله! پدرم‌ در كجاست‌؟ فرمودند: در دوزخ‌. پس‌ چون‌ پشت‌ گردانيد، آن‌ حضرت‌ ص او را فراخواندند و فرمودند: إن‌ أبي‌ وأباك‌ في‌النار: پدر من‌ و پدر تو هر دو در دوزخ‌اند».
علما به‌ مناسبت‌ داستان‌ حاطب‌، به‌ بيان‌ حكم‌ جاسوسي‌ براي‌ كفار پرداخته‌اند:
مالكي‌ها بر آنند كه‌ جاسوس‌ مسلمان‌ كشته‌ مي‌شود اما جمهور فقها برآنند كه‌ او كشته‌ نمي‌شود بلكه‌ امام‌ او را بر حسب‌ آنچه‌ كه‌ مصلحت‌ بداند، تعزير كند؛ از قبيل‌ زدن‌، به‌ زندان‌ افگندن‌ و مانند اين‌. و هر دو گروه‌ به‌ داستان‌ حاطب‌ استدلال ‌كرده‌اند زيرا مالكي‌ها گفته‌اند: اگر حاطب‌ از اهل‌ بدر نبود، پيامبر ص او را مي‌كشت‌. گروه‌ دوم‌ مي‌گويند: رسول‌ خدا ص حاطب‌ را به‌ اين‌ دليل‌ نكشتند كه‌ او مسلمان‌ بود. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: شخصي‌ به‌نام‌ فرات‌بن‌حيان‌ را كه‌ براي‌ مشركان‌ جاسوسي‌ كرده‌ بود، نزد رسول‌ اكرم‌ ص آوردند ايشان‌ دستور دادند كه‌ او كشته‌ شود. پس‌ فرياد كشيد: اي ‌گروه‌ انصار! آيا من‌ كشته‌ مي‌شوم‌ درحالي‌كه‌ گواهي‌ مي‌دهم‌ به‌ اين‌كه‌ خدايي‌ جز معبود يگانه‌ نيست‌ و اين‌كه‌ محمد رسول‌ خداست‌؟ آن‌ گاه‌ دستور دادند كه‌ آزادش‌ كنند، سپس‌ فرمودند: «إن‌ منكم‌ من‌ أوكله‌ إلي‌ إيمانه‌، منهم‌ فرات‌ بن‌حيان: همانا از شما كساني‌ هستند كه‌ من‌ آنان‌ را به‌ ايمانشان‌ وامي‌گذارم‌، كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌ فرات‌ بن‌ حيان‌».
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در آيه‌ كريمه‌ براي‌ تحريم‌ موالات‌ با كفار پنج‌ سبب‌ ذكر شده‌ است:
1 ـ كفرشان‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ و رسول‌ وي‌.
2 ـ بيرون‌ راندن‌ رسول‌ اكرم‌ص و مؤمنان‌ از ديار و اموالشان‌ در مكه‌.
3 ـ دشمني‌ و ستيز آنها با مؤمنان‌.
4 ـ كشتن‌ مؤمنان‌ و زدن‌ و دشنام‌ دادن‌ آنها.
5 ـ حرص‌ آنان‌ بر كفر به‌ محمد ص.
 
سوره ممتحنة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ براي‌ شما در ابراهيم‌ و كساني‌ كه‌ همراه‌ او بودند، اسوه‌ حسنه‌اي‌ است» يعني: خصلتي‌ ستوده‌ و سرمشق‌ نيكويي‌ است‌ پس‌ به‌ ايشان‌ اقتدا كنيد. گويي ‌مي‌فرمايد: اي‌ حاطب‌! آيا به‌ ابراهيم‌ اقتدا و تأسي‌ نكردي‌ تا از فاميل‌ و خانواده‌ات ‌بيزاري‌ بجويي‌ چنان‌كه‌ ابراهيم‌(ع) و پيروانش‌ از پدران‌ و قومشان‌ برائت‌ جستند؛ «آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ قومشان‌ گفتند: هرآينه‌ ما از شما بري‌ و بركناريم» نه‌ ما از شماييم‌ و نه‌ شما از ما؛ به‌ سبب‌ كفرتان‌ به‌ خداوند متعال‌ «و» نيز بيزاريم‌ «از آنچه‌ كه‌ بجز خداوند مي‌پرستيد» كه‌ بتانند «به‌ شما كافر شديم» يعني: ما به‌ بتاني‌ كه‌ شما به ‌آنها ايمان‌ آورده‌ايد، يا به‌ دين‌ شما، يا به‌ افعالتان‌ كافر و منكر شديم‌ «و ميان‌ ما و ميان‌ شما به‌ طور هميشه‌ دشمني‌ و كينه‌ پديد آمد» يعني: اين‌ شيوه‌ و روش‌ ما با شما است‌؛ «تا وقتي‌ كه‌ فقط به‌ خداوند ايمان‌ آوريد» و شرك‌ را ترك‌ كنيد پس‌ وقتي ‌چنين‌ كرديد، اين‌ دشمني‌ به‌ دوستي‌ و اين‌ كينه‌ به‌ محبت‌ تبديل‌ مي‌شود «مگر در اين‌ سخن‌ ابراهيم‌ به‌ پدرش‌ كه‌ حتما براي‌ تو آمرزش‌ خواهم‌ خواست» يعني: براي ‌شما در همه‌ سخنان‌ ابراهيم‌(ع) الگو و سرمشق‌ نيكويي‌ است‌ مگر در اين‌ سخن‌ وي ‌به‌ پدرش‌ لذا به‌ اين‌ سخن‌ وي‌ اقتدا و تأسي‌ نكنيد كه‌ براي‌ مشركان‌ آمرزش ‌بخواهيد زيرا آمرزش‌خواهي‌ ابراهيم‌(ع) براي‌ پدرش‌، بنا بر وعده‌اي‌ بود كه‌ او به ‌پدرش‌ داده‌ بود؛ (اما چون‌ براي‌ ابراهيم‌ روشن‌ شد كه‌ پدرش‌ دشمن‌ خداوند است‌، از وي‌ بيزاري‌ جست) «توبه‌ / 114».
آن‌ گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ سخن‌ ابراهيم‌(ع) براي‌ پدرش‌ را به ‌اتمام‌ رسانده‌ و مي‌فرمايد: «و براي‌ تو در برابر خداوند صاحب‌ اختيار چيزي‌ نيستم» يعني: ابراهيم‌(ع) به‌ پدرش‌ گفت: براي‌ تو آمرزش‌ مي‌خواهم‌ ولي‌ چيزي‌ از عذاب ‌خداوند(ج)  را از تو دفع‌ نمي‌توانم‌ كرد «پروردگارا! بر تو توكل‌ كرده‌ايم‌ و به‌ تو روي‌ آورده‌ايم‌ و به‌سوي‌ توست‌ بازگشت» اين‌ از دعاي‌ ابراهيم‌(ع) و يارانش‌ و از چيزهايي ‌است‌ كه‌ در آن‌ سرمشقي‌ نيكو است‌ كه‌ بايد در آن‌ به‌ ابراهيم‌(ع) اقتدا شود، همچنان‌ اين‌ ادعاي‌ وي:
 
	سوره ممتحنة آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! ما را فتنه‌اي‌ براي‌ كافران‌ نگردان» مجاهد در معني‌ آن‌ مي‌گويد: ما را به‌ دست‌ آنان‌ يا به‌ عذابي‌ از نزد خويش‌ عذاب‌ نكن‌ تا آنها بگويند كه: اگر اينان ‌بر حق‌ مي‌بودند، اين‌ ذلت‌ و خواري‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسيد «و اي‌ پروردگار ما! براي‌ ما بيامرز هر آينه‌ تويي‌ عزيز» يعني: تو غالبي‌ هستي‌ كه‌ هرگز مغلوب‌ نمي‌شوي‌ و تويي ‌«حكيم» يعني: تو صاحب‌ حكمت‌ بالغه‌ هستي‌ .
 
	﴿ سوره‌ ممتحنه ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (13) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: نامگذاري‌ اين‌ سوره‌ به‌ «ممتحنه‌» به‌ كسر حاء، به‌ سبب‌ اضافت ‌مجازي‌ فعل‌ امتحان‌ به‌سوي‌ زن‌ مهاجري‌ است‌ كه‌ بيان‌ حال‌ وي‌ در آيه‌ (10) خواهد آمد. يا «ممتحنه‌» به‌ كسرحاء وصف‌ سوره‌ است‌ چنان‌كه‌ در وصف‌ سوره‌برائه‌، «فاضحه‌» يعني‌ سوره‌ «رسواگر» آمده‌ است‌. و «ممتحنه‌» به‌ فتح‌ حاء نيز خوانده‌ شده‌ است‌ كه‌ بنابراين‌ قرائت‌، فعل‌ امتحان‌ به‌سوي‌ آن‌ زني‌ اضافت‌ حقيقي‌ يافته‌ كه‌ آيه‌ (10) درباره‌ وي‌ نازل‌ شده‌ است‌ و او ام‌ كلثوم‌ دختر عقبه‌بن‌ابي‌مع