اند بدهيد» يعني: به‌ شوهران‌ اين‌گروهي‌ كه‌ هجرت‌ كرده‌ و اسلام‌ آورده‌اند، قيمت‌ آنچه‌ را كه‌ بر آنان‌ از مهر خرج‌ كرده‌اند بدهيد «و بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ با ايشان‌ ازدواج‌ كنيد» زيرا آن‌ زنان‌ مؤمن‌ مهاجر، از اهل‌ دين شما شده‌اند «چون‌ به‌ ايشان‌ مهرهاي‌ ايشان‌ را بدهيد» بعد از سپري‌ شدن‌ عده‌ ايشان‌. اين‌ شرط بدين‌ معني‌ است‌ كه‌ آنچه‌ را از تعويض‌ به‌شوهران‌ سابقشان‌ پرداخته‌ايد، جاي‌ مهر ايشان‌ را نمي‌گيرد پس‌ پرداخت‌ مهر براي ‌زن‌ در هنگام‌ ازدواج‌ وي‌ با هر مردي‌، به‌ منظور تكريم‌ و گراميداشت‌ وي‌ واجب ‌است‌ «و عصمت‌هاي‌ زنان‌ كافر را نگاه‌ نداريد» يعني: هر كس‌ زن‌ كافري‌ داشت‌، بداند كه‌ او در واقع‌ برايش‌ زني‌ نيست‌ زيرا با اختلاف‌ دين‌، عصمت‌ آن‌ زن‌ با وي ‌قطع‌ شده‌ است‌. مراد از «عصمت‌» عقد نكاح‌ است‌. نقل‌ است‌ كه‌ چون‌ اين‌ آيه ‌نازل‌ شد، عمربن‌خطاب‌(رض) در آن‌ روز دو زن‌ را طلاق‌ داد، كه‌ يكي‌ از آنان‌ را معاويه‌بن‌ابي‌سفيان‌ و ديگري‌ را صفوان‌بن‌اميه‌ به‌ نكاح‌ گرفتند. از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «اختلاف‌ دارين‌ سبب‌ قطع‌ عقد نكاح‌ مي‌شود». ومذهب‌ ابوحنيفه‌: نيز همين‌ است‌ بنابراين‌، اگر زن‌ حربي‌اي‌ مسلمان‌ شد و از دارحرب‌ بيرون‌ آمد و در دار حرب‌ شوهر كافري‌ داشت‌، در ميان‌ آن‌ دو جدايي‌ واقع ‌شده‌ است‌ و در رأي‌ امام‌ ابوحنيفه‌ عده‌اي‌ هم‌ بر آن‌ زن‌ نيست‌ اما امام‌ محمد و امام‌ابويوسف‌ مي‌گويند: سپري‌ كردن‌ عده‌ بر وي‌ لازم‌ است‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ حكم‌ انقطاع‌ نكاح‌ با اختلاف‌ دين‌، مخصوص‌ به‌ زنان‌ كافر مشرك‌ است‌ نه‌ به‌ زنان‌ كافر كتابي‌. احناف‌ مي‌گويند: چون‌ زن‌ مسلمان‌ شد، اسلام‌ بر شوهرش‌ عرضه ‌مي‌شود؛ پس‌ اگر مسلمان‌ شد خوب‌ و الا در ميان‌ آنها تفريق‌ مي‌شود. و چنان‌كه ‌گفتيم‌، در صدر اسلام‌ مردان‌ كافر زنان‌ مسلمان‌ و مردان‌ مسلمان‌ زنان‌ كافر را به‌ نكاح‌ مي‌گرفتند كه‌ اين‌ كار با اين‌ آيه‌ منسوخ‌ شد.
«و آنچه‌ را خرج‌ كرده‌ايد طلب‌ كنيد» يعني: مهرهاي‌ زنانتان‌ را كه‌ مرتد شده‌ و به ‌كفار پيوسته‌اند، از آنان‌ طلب‌ كنيد «و مشركان‌ هم‌ بايد آنچه‌ را كه‌ خرج‌ كرده‌اند» از مهرهاي‌ زنان‌ مهاجر خود كه‌ بعد از هجرت‌ با مسلمانان‌ ازدواج‌ كرده‌اند «طلب‌كنند». مفسران‌ مي‌گويند: بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌، اگر زني‌ از مسلمانان‌ به‌ سبب ‌ارتداد به‌ كفار معاهد مي‌پيوست‌، به‌ كفار گفته‌ مي‌شد: مهر وي‌ را بياوريد و اگر زني‌ از كفار مسلمان‌ مي‌شد و به‌ مسلمانان‌ مي‌پيوست‌، نيز مهرش‌ را به‌ شوهر كافرش‌ باز مي‌گردانيدند «اين‌ حكم‌ الهي‌ است‌ كه‌ در ميان‌ شما حكم‌ مي‌كند» يعني: آنچه‌ از بازگرداندن‌ مهرها از هر دو جهت‌ ذكر شد، حكم‌ الهي‌ در مورد مشركان ‌بعد از صلح‌ حديبيه‌ است‌، نه‌ در مورد مشركاني‌ كه‌ عهد و پيماني‌ با مسلمانان ‌ندارند. به‌ قولي: اين‌ حكم‌ منسوخ‌ شده‌ است‌. ابن‌عربي‌ مي‌گويد: «اين‌ حكم‌ به ‌اجماع‌ امت‌ مخصوص‌ به‌ همان‌ زمان‌ و در خصوص‌ صلح‌ حديبيه‌ بود». «و الله داناي‌ با حكمت‌ است» يعني: حق‌ تعالي‌ از هر جهت‌ به‌ مصالح‌ بندگان‌ خود دانا است‌ لذا هيچ‌ امر نهاني‌اي‌ بر وي‌ پنهان‌ نمي‌ماند و او در سخنان‌ و كارهاي‌ خود داراي‌ حكمت‌ بالغه‌ است‌. قرطبي‌ مي‌گويد: «حكم‌ برگرداندن‌ مهرها مخصوص‌ به‌زمان‌ صلح‌ حديبيه‌ و در مورد همان‌ واقعه‌ بود». اما حكم‌ تفريق‌ ميان‌ زن‌ و شوهر در صورتي‌ كه‌ يكي‌ از آنها به‌ اسلام‌ مشرف‌ شد و ديگري‌ بر كفر باقي‌ ماند، همچنان‌ به‌ حال‌ خود باقي‌ است‌.
 
سوره ممتحنة آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در صورتي‌ كه‌ كسي‌ از زنان‌ شما به‌سوي‌ كفار رفت» يعني: اگر زني‌ از مسلمانان‌ مرتد شد و به‌ دار كفر ـ هرچند به‌ اهل‌ كتاب‌ ـ پيوست‌ و آنها مهر مورد مطالبه‌ شما را ندادند؛ «پس‌ كافران‌ را عقوبت‌ رسانديد» يعني: سپس‌ با كفار پيكار كرده‌ و از آنان‌ بعد از پيروزي‌ غنيمت‌ گرفتيد؛ «پس‌ به‌ كساني‌ كه‌ زنانشان‌ رفته‌اند، معادل‌ آنچه‌ خرج‌ كرده‌اند بدهيد» يعني: به‌ مسلماناني‌ كه‌ زنانشان‌ به‌ كفار پيوسته‌اند، معادل‌ آنچه‌ را كه‌ به‌ آنان‌ از مهر داده‌اند، از اموال‌ في‌ء و غنيمت‌ بدهيد چنانچه‌ مشركان‌ مهر زنانشان‌ را به‌ ايشان‌ باز نگردانيدند. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «يعني‌ اگر زني‌ از مهاجران‌ به‌ كفار پيوست‌، مسلمانان‌ مأمورند كه‌ معادل‌ خرجي‌ را كه ‌شوهرش‌ بر وي‌ كرده‌ است‌ به‌ او از اموال‌ غنيمت‌ قبل‌ از تقسيم‌ آنها بپردازند». لذا فرموده‌ حق‌ تعالي: (فَعَاقَبْتُمْ)به‌ اين‌ معني‌ است: سپس‌ اگر غنيمت‌ گرفتيد، يا بر كفار پيروز شديد، به‌ مسلماناني‌ كه‌ زنانشان‌ به‌ كفار پيوسته‌اند، معادل‌ آنچه‌ را كه ‌به‌ آنان‌ از مهر داده‌اند، بدهيد. به‌قولي: اين‌ حكم‌ نيز منسوخ‌ است‌ «و از خداوندي ‌كه‌ به‌ او ايمان‌ داريد، پروا كنيد» يعني: از دست‌ آلودن‌ به‌ چيزي‌ كه‌ موجب ‌مجازات‌ شماست‌، حذر كنيد و از خداوند(ج) پروا داريد؛ با به‌ اجرا گذاشتن‌ حكم‌ و شريعت‌ وي‌. بنابراين‌، كسي‌ كه‌ پرداخت‌ اموال‌ خرج‌ كرده‌ شوهران‌ مسلمان‌ بر زنان ‌مرتدشان‌ از وي‌ مطالبه‌ مي‌شود، امام‌ (حاكم) مسلمانان‌ است‌ كه‌ بايد آن‌ را از بيت‌المال‌ بپردازد.
علامه‌ شاه‌ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «اين‌ سخن‌ كه‌ همه‌ اين‌ احكام‌ بعد از فتح ‌مكه‌ منسوخ‌ شد، نزد اين‌ فقير ثابت‌ نشده‌ است‌ پس‌ اگر مانند حالتي‌ كه‌ در صلح‌ حدبييه‌ اتفاق‌ افتاد، باز هم‌ روي‌ دهد، به‌ تحقيق‌ كه‌ بايد بر همين‌ احكام‌ عمل‌ شود و الله اعلم‌». صاحب‌ «تفسير المنير» نيز مي‌گويد: «چنانچه‌ ميان‌ مسلمانان‌ و غير ايشان‌ در مانند چنين‌ حالي‌ كه‌ مسلمانان‌ در گذشته‌ بر آن‌ بوده‌اند، معاهداتي‌ امضا شود مانعي‌ از عمل‌ به‌ اين‌ معاهدات‌ وجود ندارد. پس‌ اگر مثلا با آنان‌ پيمان‌ بستيم‌ كه‌ آنچه‌ را خرج‌ زنانشان‌ كرده‌اند، در صورت‌ مسلمان‌ شدن‌ و پيوستن‌ آن‌ زنان‌ به ‌ما، به‌ آنان‌ بپردازيم‌ بايد به‌ اين‌ تعهد عمل‌ كنيم‌، با در نظر داشت‌ اين‌ امر كه‌ حكم‌ ياد شده‌ مخصوص‌ به‌ بازگردانيدن‌ مهرهاي‌ زنان‌ اهل‌ عهد است‌ ـ چنان‌كه‌ ذكر شد».
حسن‌ و مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه