ي‌ است‌ لذا تنبيه‌ بر امري‌ كه‌ دائمي‌ است‌، مؤكدتر و مهمتر است‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ در روز فتح‌ مكه‌ بعد از آن‌ نازل‌ شد كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص از بيعت‌ با مردان‌ فارغ‌ شدند. عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌گويد: «بيعت‌ رسول‌ خدا ص با زنان‌ فقط با سخن‌گفتن‌ بود و به‌ خداي‌ عزوجل ‌سوگند كه‌ دست‌ رسول‌ اكرم‌ ص هرگز دست‌ هيچ‌ زني‌ را لمس‌ نكرد. و چون‌ رسول‌ خدا ص با زنان‌ بيعت‌ مي‌كردند، مي‌فرمودند: با شما به‌ سخن ‌گفتن‌ بيعت‌ كردم‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ اميمه‌ بنت‌ رقيه‌ تميمي‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «... بعد از آن‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص از ما اين‌ شروط را گرفتند، گفتيم: يا رسول‌الله! آيا با ما مصافحه‌ نمي‌كنيد؟ فرمودند: من‌ با زنان‌ مصاحفه ‌نمي‌كنم‌ بلكه‌ سخن‌گفتنم‌ با يك‌ زن‌، سخن‌ گفتنم‌ با صد زن‌ است‌».
	سوره ممتحنة آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! قومي‌ را كه‌ خداوند بر آنان‌ خشم‌ گرفته‌ است‌، به‌ دوستي‌ نگيريد» مراد از آنان: تمام‌ طوايف‌ كفرند. به‌قولي: مراد از آنان‌ مخصوصا يهوديان ‌مي‌باشند زيرا روايتي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ برخي‌ از فقراي‌ مسلمانان‌ نازل‌ شد كه‌ با يهوديان‌ پيوند دوستي‌ برقرار مي‌كردند تا از ميوه‌هايشان‌ بهره‌ گيرند. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ عام‌ است ‌درباره‌ يهود، نصاري‌ و ساير كفاري‌ كه‌ خداوند(ج) بر آنان‌ خشم‌ گرفته‌، لعنت‌شان‌ نموده‌ و از سوي‌ او سزاوار طردند». «آن‌ گروه‌ از آخرت‌ نااميد شده‌اند» يعني: البته‌ آنان‌ به‌ سبب‌ كفر خود به‌ آخرت‌ يقين‌ ندارند و از ثواب‌ آخرت‌ و نعمت‌هاي‌ آن‌ نااميد شده‌اند «چنان‌كه‌ كافران‌ از اهل‌ گورها نااميد شده‌اند» يعني: مأيوس‌ بودنشان‌ از آخرت‌، همانند مأيوس‌ بودنشان‌ از رستاخيز مردگان‌ و بازگشت‌ آنها به ‌سويشان‌ است‌ چرا كه‌ به‌ بعث‌ بعد از مرگ‌ نيز هيچ‌ اعتقادي‌ ندارند.

 ‏‏سوره صف آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ خدا را تسبيح‌ گفت» اين‌ تعبير، بر مشروعيت‌ تسبيح‌ گفتن‌ در همه‌ اوقات‌؛ اعم‌ از گذشته‌، حال‌ و آينده‌ ارشاد مي‌كند. حرف‌ «ما» به‌كار برده‌ شد نه‌ حرف‌ «من‌» زيرا اكثر تسبيح‌ گويندگان‌ غيرعقلايند «و اوست‌ عزيز» يعني: غالبي‌ كه‌ مغلوب‌ نمي‌شود «حكيم» است‌ و در تمام‌ افعال‌ و سخنان‌ خويش‌ با حكمت‌ و فرزانه‌ مي‌باشد.
 
	سوره صف آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! چرا چيزي‌ مي‌گوييد كه‌ انجام‌ نمي‌دهيد» ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: گروهي‌ از مؤمنان‌ قبل‌ از آن‌كه ‌جهاد فرض‌ شود مي‌گفتند: اي‌ كاش‌ خداوند(ج) ما را به‌ دوست‌ داشته‌ترين‌ اعمال ‌در نزد خود آگاه‌ مي‌كرد تا به‌ آن‌ عمل‌ مي‌كرديم‌. پس‌ خداوند متعال‌ به ‌پيامبرشص خبر داد كه‌ دوست‌ داشته‌ترين‌ اعمال‌ نزد وي‌، ايمان‌ راستين‌ و بي‌شك ‌و شبهه‌ و بعد از آن‌ جهاد با اهل‌ معصيتي‌ است‌ كه‌ ايمان‌ نياورده‌ و با عقيده‌ حق‌ مي‌ستيزند. و چون‌ مؤمنان‌ آگاه‌ شدند كه‌ دوست‌داشته‌ترين‌ اعمال‌ نزد حق‌ تعالي‌ جهاد است‌، گروهي‌ از آنان‌ اين‌ فريضه‌ را ناخوش‌ داشتند و كار جهاد برايشان‌ دشوار آمد پس‌ خداوند(ج) فرمود: ( لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏) : (چرا چيزي ‌مي‌گوييد كه‌ انجام‌ نمي‌دهيد) لذا آنان‌ را بر اين‌ كار نكوهش‌ نمود و افزود:
 
سوره صف آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نزد خداوند بس‌ منفور است‌ كه‌ چيزي‌ بگوييد كه‌ انجام‌ نمي‌دهيد» به‌قولي: اين ‌آيه‌ درباره‌ گروهي‌ نازل‌ شد كه‌ نزد رسول‌ خدا ص مي‌آمدند و يكي‌ از آنان ‌مي‌گفت: در صحنه‌ پيكار با شمشيرم‌ به‌ جولان‌ پرداخته‌ و دشمن‌ را چنين‌ و چنان ‌كوبيدم‌ ... درحالي‌كه‌ اين‌ سخني‌ گزاف‌ بود.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ بر هر كس‌ كه‌ طاعتي‌ را به‌ گردن‌ مي‌گيرد، وفا به‌ آن‌ را واجب‌ مي‌گرداند و آنچه‌ انسان‌ به‌گردن‌ مي‌گيرد بر دو قسم‌ است:
1 ـ نذر: كه‌ خود بر دو نوع‌ است: أ ـ نذر تقرب‌ مانند اين‌ سخن‌ انسان: براي‌ رضاي‌ خداوند(ج) روزه‌، نماز، صدقه‌ و مانند آن‌ از اعمال‌ نيك‌ را به‌ گردن‌ مي‌گيرم‌ و به‌ انجام‌ دادن‌ آن‌ متعهد مي‌شوم‌. پس‌ وفا به‌ اين‌ نذر اجماعا لازم‌ است‌. ب‌ ـ نذر مباحي‌ كه‌ به‌شرط متعلق‌ است‌، مثل‌ اين‌كه‌ بگويد: اگر مسافرم‌ آمد، بر من‌ صدقه‌اي‌ است‌، يا اگر خداوند(ج) شر فلان‌ كس‌ را از سرم‌ دفع‌ كرد پس‌ بر من ‌صدقه‌اي‌ است‌. كه‌ از نظر اكثر علما، وفا به‌ اين‌ نذر نيز لازم‌ است‌.
2 ـ وعده: از چيزهايي‌ كه‌ انسان‌ به‌ گردن‌ مي‌گيرد، يكي‌ هم‌ وعده‌ است‌. وعده‌ اگر به‌ سببي‌ متعلق‌ بود، وفا به‌ آن‌ اجماعا لازم‌ است‌، مثل‌ اين‌كه‌ بگويد: اگر ازدواج‌ كردم‌، يك‌ دينار به‌ تو كمك‌ مي‌كنم‌ ... اما اگر وعده‌ با تعليق‌ و شرط همراه‌ نبود، لزوم‌ عمل‌ به‌ آن‌ مورد اختلاف‌ است‌. ابن‌عربي‌ و قرطبي‌ مي‌گويند: «صحيح‌ در نزد ما اين‌ است‌ كه‌ وفا به‌ وعده‌ در هر حال‌ واجب‌ است‌ مگر به‌ علت‌ وجود عذري‌».
 
	سوره صف آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌ مؤمنان‌ گفتند: اي‌ كاش‌ خداوند متعال‌ محبوبترين‌ اعمال‌ نزد خود را به‌ ما خبر مي‌داد تا بدان‌ عمل ‌مي‌كرديم‌، هرچند جانها و مالهايمان‌ بر سر آن‌ مي‌رفت‌. پس‌ خداوند(ج) در اينجا به‌ آنان‌ بيان‌ فرمود كه‌ محبوب‌ترين‌ عمل‌بندگان‌ در نزد وي‌ جنگيدن‌ در راه‌ وي ‌است‌.
«در حقيقت‌ خدا كساني‌ را كه‌ در راه‌ او صف‌ زده» يعني: صف‌ در صف‌ و به‌ هم ‌فشرده‌ «جهاد مي‌كنند دوست‌ دارد» چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رأس‌ الأمر الإسلام‌ وعموده‌ الصلاة، وذروة‌ سنامه‌ الجهاد في‌ سبيل‌ الله: رأس‌ كار اسلام‌ است‌، ست