ن‌ آن‌ نماز است‌ و قله‌ كوهان‌ آن‌ جهاد در راه‌ خدا(ج) است‌». آري‌! خداوند(ج) مجاهداني‌ را دوست‌ دارد كه‌ در راهش‌ «چنان» صف‌ مي‌كشند «كه‌گويي‌ عمارتي‌ محكم‌ به‌ هم‌ چسبيده‌ هستند» يعني: برخي‌ از آنها در صف‌ جهاد به‌برخي‌ ديگر چنان‌ درهم‌ چسبيده‌اند كه‌ گويي‌ پيكر واحدي‌ هستند همچون ‌ساختماني‌ كه‌ از سرب‌ ريخته‌ شده‌ باشد. البته‌ اين‌ درهم‌ فشرده‌گي‌ به‌ سبب‌ صلابت‌ و نيرومنديشان‌ در راه‌ خدا(ج) است‌ به‌ طوري‌ كه‌ در كارشان‌ هيچ‌ گونه‌ سستي‌ وشكافي‌ وجود نداشته‌ و دشمن‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ نمي‌تواند در صفوف‌ و سنگرهايشان ‌نفوذ كند. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ خروج‌ مجاهد از صف‌ جهاد جايز نيست‌؛ مگر به‌سبب‌ ضرورتي‌ كه‌ به‌ وي‌ عارض‌ مي‌شود، يا براي‌ انجام‌ مأموريتي‌ كه‌ از سوي‌ فرمانده‌ به‌ وي‌ محول‌ مي‌شود، يا براي‌ هدف‌ جنگي‌اي‌ مانند بيرون ‌شدن‌ براي ‌كمين‌ و مبارزه‌ با دشمن‌ چنان‌كه‌ در جنگهاي‌ بدر و خيبر چنين‌ بود.
 
	 سوره آل عمران آيه  181

‏متن آيه : ‏

‏ لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ ‏
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌: يهودي‌اي‌ به‌نام‌ فنحاص‌ به‌ ابوبكر صديق‌(رض) گفت‌: ما به‌ خدا هيچ‌ نيازي‌ نداريم‌ و اوست‌ كه‌ به‌ ما نيازمند است، ما چنان‌كه‌ او نزد ما تضرع ‌مي‌كند، نزد وي‌ تضرع‌ نمي‌كنيم‌ و اگر او از ما بي‌نياز بود ـ چنان‌كه‌ رفيق‌ شما مي‌پندارد ـ از ما وام‌ نمي‌خواست‌. ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: «هنگامي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آيه‌: ﴿‏ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً﴾ را نازل‌ نمود، يهوديان‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و گفتند: اي‌ محمدص! آيا پروردگارت‌ فقير است‌ كه‌ از بندگانش‌ طالب‌ قرض‌ مي‌شود؟ همان‌ بود كه‌ نازل‌ گرديد: «مسلما خداوند سخن‌ كساني‌ را كه» از روي‌ غرور ثروت‌ و جهل‌ به‌ حقيقت‌ حال‌ خداوند متعال‌ «گفتند: خدا نيازمند است‌ و ما توانگريم، شنيد» به‌ قولي‌: مراد آنها اين‌ بود كه ‌اگر به‌ راستي‌ خداوند(ج) بر زبان‌ محمدص از ما طالب‌ قرض‌ شده ‌باشد، پس‌ اوفقير است‌. لذا خواستند تا با اين‌ القاءات‌ خود در دين‌ اسلام‌ شك‌افگني‌ كنند «به‌ زودي‌ آنچه‌ را گفتند، خواهيم‌ نوشت» در صحيفه‌هاي‌ فرشتگان‌ نويسنده‌ اعمال‌ وآن‌ را نگه ‌داشته‌ و در برابر آن‌ مجازاتشان‌ خواهيم‌ كرد «و به ‌ناحق‌كشتن‌ پيامبران‌ رابه‌ دست‌ آنان‌ مي‌نويسيم» اين‌ سخن‌ يهود را كه‌ گفتند: خداوند ـ پناه‌ براو ـ نيازمند است، با گناه‌ كشتن‌ پيامبران‌ توسط آنان‌ پيوسته‌ ساخت‌ تا تنبيهي‌ بر وقاحت‌ و بزرگي‌ گناه‌ اين‌ سخنشان‌ باشد. نسبت‌ دادن‌ قتل‌ پيامبران‌‡ به‌ يهوديان‌ عصر رسالت‌ ـ هرچند آنان‌ مجري‌ آن‌ قتلها نبودند ـ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها از عملكرد اجداد خويش‌ راضي‌ بوده‌ و آن‌ را مورد تأييد قرار مي‌دادند «و مي‌گوييم‌: عذاب‌ سوزان‌ را بچشيد» يعني‌: با اين‌ سخني‌ كه‌ به‌ آنان‌ در دوزخ‌ مي‌گوييم، ازآنان‌ انتقام‌ مي‌گيريم‌. حريق‌: آتش‌ شعله‌ور و سوزان‌ است‌.
 
سوره صف آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ ذكر اين‌ حقيقت‌ پرداخت‌ كه‌ او جنگجويان‌ در راهش‌ را دوست‌ دارد، در اينجا بيان‌ مي‌دارد كه‌ موسي‌ و عيسي‌ علیهماالسلام نيز از جمله‌كساني‌ بودند كه‌ به‌ يكتاپرستي‌ فرمان‌ داده‌ و در راه‌ وي‌ جهاد كردند و بر كساني‌ كه ‌به‌ مخالفت‌ با ايشان‌ برخاستند عذاب‌ نازل‌ شد تا با بيان‌ اين‌ حقايق‌ امت‌ محمدص را از اين‌ امر بر حذر دارد كه‌ مبادا با پيامبرشانص همان‌ كاري‌ را انجام‌ دهند كه ‌قوم‌ موسي‌ و عيسي‌ علیهماالسلام با آنها انجام‌ دادند.
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ موسي‌ به‌ قومش‌ گفت: اي‌ قوم‌ من‌! چرا مرا مي‌آزاريد» با سرپيچي‌ از قوانين‌، احكام‌ و فرمانهايي‌ كه‌ خداوند متعال‌ بر شما فرض‌ نموده‌ و من ‌شما را به‌ آنها امر مي‌كنم‌. يا مرا مي‌آزاريد؛ با دشنام‌ دادن‌، طعنه ‌زدن‌ و عيب‌جويي ‌من‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بيان‌ اين‌ گونه‌ آزارهايشان‌ در سوره‌ «احزاب/‌69» گذشت‌ «وحال‌ آن‌كه‌ مي‌دانيد كه‌ من‌ پيامبر خداوند به‌سوي‌ شما هستم» يعني: چگونه‌ مرا مي‌آزاريد درحالي‌كه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ من‌ فرستاده‌ خداوند(ج) هستم‌ داناييد و فرستاده‌ او مورد تعظيم‌ و احترام‌ قرار مي‌گيرد، نه‌ مورد آزار و اذيت‌. از سوي ‌ديگر براي‌ شما در صحت‌ رسالت‌ من‌ شكي‌ هم‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ به‌ سبب‌ معجزاتي‌كه‌ از من‌ مشاهده‌ كرده‌ايد، معجزاتي‌ كه‌ اعتراف‌ به‌ رسالتم‌ را بر شما اجتناب‌ ناپذير گردانيده‌ و نسبت‌ به‌ آن‌ براي‌ شما علمي‌ يقيني‌ افاده‌ كرده‌ است‌؟ «پس‌ چون‌ كجروي‌ كردند، خدا دلهايشان‌ را برگردانيد» يعني: چون‌ با آزار دادن‌ پيامبرشان‌ حق ‌را فرو گذاشتند، خداوند(ج) به‌ عنوان‌ جزاي‌ آنچه‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ بودند، دلهايشان‌ را از حق‌ و هدايت‌ كج‌ و متمايل‌ گردانيد «و خداوند قوم‌ فاسقان‌ را» يعني: كساني‌ را كه‌ علم‌ وي‌ بر فاسق‌ بودنشان‌ سبقت‌ گرفته‌ است‌ «هدايت‌ نمي‌كند» كه‌ اين‌ گروه‌ نيز از جمله‌ آنانند.
 
﴿ سوره‌ صف ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (14) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «صف‌» ناميده‌ شد كه‌ خداوند متعال‌ در مطلع‌ آن‌ فرموده‌ است: (‏ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ‏)(4). از ديگر نامهاي‌ اين‌ سوره‌ «حواريين‌» و «عيسي‌» مي‌باشد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5663.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5664.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5665.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5666.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5667.txt">آيه  10-11</a><a class="text" href="w:text:5668.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5669.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5670.txt">آيه  14</a></body></html>سوره صف آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَ