، سپس‌ پيامبرشان ‌برمي‌خاست‌ و دعا مي‌كرد، آن‌گاه‌ آتشي‌ از آسمان‌ فرود مي‌آمد و آن‌ قرباني‌ را مي‌سوخت‌. البته‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ شيوه‌ را جزء آيين‌ هاي‌ ديني‌ همه‌ پيامبران‌ خويش ‌قرار نداده‌ و آن‌ را به‌ عنوان‌ دليل‌ صدق‌ نبوت‌ ايشان‌ نگردانيده‌. اما بني‌اسرائيل ‌ادعا كردند كه‌ از بارگاه‌ الهي‌ در اين‌ باره‌ عهد و پيماني‌ دارند و با اين‌ شيوه‌ ميان ‌كساني‌ كه‌ به‌دروغ‌ ادعاي‌ نبوت‌ مي‌كنند و كساني‌ كه‌ به‌حق‌ پيامبرند، فرق‌مي‌گذارند. پس‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ ادعايشان‌ را رد نموده‌ و فرمود: «بگو: قطعا پيش‌ از من‌ پيامبراني‌ بودند كه‌ دلايل‌ آشكار را با آنچه‌ گفتيد» از تقديم‌ قرباني‌ به‌ شكل‌ فوق ‌«براي‌ شما آوردند، پس‌ اگر راست‌ مي‌گوييد، چرا آنان‌ را كشتيد؟» همچون‌ يحيي ‌فرزند زكريا، اشعياء‡ و ساير پيامبراني‌ را كه‌ به ‌دست‌ شما يهوديان‌ به‌ قتل‌رسيدند؟. پس‌ قضيه‌؛ قضيه‌ مخالفت‌ و عناد است، نه‌ قضيه‌ قناعت‌ و حجت‌ وبرهان‌. قربان‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ به ‌وسيله‌ آن‌ به‌سوي‌ خداي‌ سبحان‌ تقرب‌ جسته‌شود؛ اعم‌ از حيوانات‌ يا چيزهاي‌ ديگر.
 
	﴿ سوره‌ جمعه ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (11) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدين‌ سبب‌ كه‌ دربرگيرنده‌ فرمان‌ اجابت‌ ندا براي‌ نماز جمعه‌ است‌، «جمعه‌» ناميده‌ شد.
ابن‌عباس‌ و ابوهريره‌ رضي‌الله عنهما در بيان‌ فضيلت‌ اين‌ سوره‌ روايت‌ كرده‌اند كه: رسول‌ خدا ص در نماز جمعه‌ دو سوره‌ «جمعه‌» و «منافقين‌» را مي‌خواندند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5682.txt"> آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5683.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:5684.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:5685.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5686.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5687.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5688.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5689.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ منافقون ﴾</a></body></html>سوره جمعة آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! چون‌ براي‌ نماز روز جمعه‌ ندا در داده‌ شد» مراد از آن: اذان‌ دوم ‌است‌؛ آن‌ گاه‌ كه‌ امام‌ بر منبر مي‌نشيند زيرا در زمان‌ رسول‌ اكرم‌ ص جز اين‌، اذان ‌ديگري‌ در روز جمعه‌ نبود ولي‌ آن‌ گاه‌ كه‌ مدينه‌ فراخ‌ شد و توسعه‌ يافت‌، حضرت‌عثمان‌(رض) در حضور و موافقت‌ صحابه‌(رض) اذان‌ اول‌ را در نماز جمعه‌ افزود و امر كرد تا بر پشت‌ بام‌ بلندترين‌ منزل‌ مدينه‌ در نزديك‌ مسجد كه‌ نام‌ آن‌ «زوراء» بود، اذان‌ اول‌ را در دهند تا همه‌ مردم‌ در دور دستهاي‌ مدينه‌ آن‌ را بشنوند. آري‌! چون ‌براي‌ نماز روز جمعه‌ بانگ‌ اذان‌ در داده‌ شد «پس‌ به‌سوي‌ ذكر خداوند سعي‌ كنيد» يعني: به‌سوي‌ ذكر و ياد خداوند(ج)  ـ كه‌ نزد جمهور فقها مراد از آن ‌استماع‌ خطبه‌ در مساجد جامع‌ است‌ ـ بشتابيد و به‌ آماده‌ كردن‌ اسباب‌ نماز جمعه‌؛ مانند غسل‌، وضوء و روي‌ آوردن‌ به‌سوي‌ مسجد مشغول‌ شويد. ﴿فَاسْعَوْا ﴾ يعني‌برويد. از رفتن‌ به‌سوي‌ نماز جمعه‌ به‌ «سعي‌» يعني‌ «شتافتن‌» تعبير شد زيرا مطلوب‌ است‌ كه‌ انسان‌ مسلمان‌ با همت‌ و نشاط و جديت‌ و عزم‌ براي‌ اداي‌ نماز جمعه‌ برخيزد زيرا لفظ سعي‌ مفيد جديت‌ و عزم‌ است‌. البته‌ مراد از «سعي‌» اين ‌نيست‌ كه‌ انسان‌ تند و سريع‌ به‌سوي‌ نماز جمعه‌ برود بلكه‌ مراد توجه‌ و عنايت‌ به‌نماز جمعه‌ است‌ چرا كه‌ از تند رفتن‌ به‌سوي‌ نماز نهي‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌ چنان‌كه ‌در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون‌ اقامت‌ را شنيديد، به‌سوي‌ نماز به‌ راه‌ افتيد و بايد با وقار و آرامش‌ راه‌ برويد و شتاب‌ نكنيد پس‌ آنچه‌ را دريافتيد بخوانيد وآنچه‌ كه‌ از شما فوت‌ شد، آن‌ را به‌اتمام‌ رسانيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوقتاده‌ آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: در اثنايي‌ كه‌ ما با رسول‌ خدا ص نماز مي‌خوانديم‌، بناگاه‌ صداي‌ همهمه‌ مرداني‌ شنيده‌ شد. پس‌ چون‌ رسول‌ اكرم‌ ص نماز را تمام‌ كردند، خطاب‌ به‌ آن‌ مردان‌ فرمودند: «شما را چه‌ شده‌ است‌؟ گفتند: هيچ‌! فقط با شتاب‌ به‌سوي‌ نماز حركت‌ مي‌كرديم‌. فرمودند: ديگر چنين ‌نكنيد و هنگامي‌ كه‌ به‌ نماز مي‌رويد، بايد به‌گونه‌اي‌ راه‌ برويد كه‌ وقار و آرامش‌ بر شما حاكم‌ باشد پس‌ آنچه‌ را دريافتيد بخوانيد و آنچه‌ كه‌ از شما فوت‌ شد، آن‌ را به‌ اتمام‌ رسانيد».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ روز را به‌ سبب‌ اجتماع‌ مردم‌ در آن‌ براي‌ نماز، «جمعه‌» ناميدند و قبل‌ از آن‌ اعراب‌ اين‌ روز را «عروبه‌» يعني‌ رحمت‌ مي‌ناميدند. نقل‌ است‌ كه‌ اولين‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را جمعه‌ ناميد، كعب‌بن‌ لؤي‌ بود، از آن‌ رو كه‌ مردم‌ در آن‌ روز نزد او اجتماع‌ كرده‌ بودند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌؛ اولين‌ جمعه‌اي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص برگزار كردند در قباء بود آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ مدينه‌ هجرت‌ كرده‌ و نماز جمعه‌ را در سراي‌ بني‌ سالم‌بن‌عوف‌ اقامه‌ نمودند و اولين‌ كسي‌ كه‌ قبل‌ از هجرت ‌رسول‌ خدا ص به‌ مدينه‌، نماز جمعه‌ را در آن‌ اقامه‌ كرد اسعدبن‌زراره‌ بود كه‌ آن‌ را در قريه‌اي‌ واقع‌ در يك‌ مايلي‌ مدينه‌ اقامه‌ كرد. ابن‌ حجر عسقلاني‌ مي‌گويد: «نماز جمعه‌ در مكه‌ فرض‌ شد اما در آن‌ اقامه‌ نگرديد، چرا كه‌ تعداد مسلمانان‌ در مكه‌ اندك‌ بود. يا بدان‌ علت‌ كه‌ شعار نماز جمعه‌ اعلان‌ است‌ و رسول‌ اكرم‌ ص در مكه‌ به‌ طور پنهاني‌ كار دعوت‌ را پيش‌ مي‌بردند و اين‌ شعار در آنجا زمينه‌ ظهور نداشت‌».
«و خريد و فروش‌ را رها كنيد» يعني: در هنگام‌ شنيدن‌ اذان‌ جمعه‌، معامله‌ خريد و فروش‌ را ترك‌ كنيد. البته‌ ساير معاملات‌ نيز به‌ معامله‌ خريد و فروش‌ ملحق‌ مي‌شود پس‌ ذكر اختصاصي‌ «خريد و فروش‌» براي‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ معامله‌ از مهمترين‌ اعمال‌ مربوط به‌ اسباب‌ كسب‌ معيشت‌ است‌ كه‌ شخص‌ در روز به‌ آن ‌مشغول‌ مي‌شود لذا اين‌ معني‌ مفيد ترك‌ تمام‌ انواع‌ تجارت‌ و معاملات‌ ديگر نيز مي‌باشد. بنابراين‌، چون‌ در روز جمعه‌ مؤذن‌ براي‌ نماز اذان‌ گفت‌، هيچ‌ نوع‌ خريدو فروش‌ و معامله‌اي‌ روا نيست‌. با اين‌ وجود، احناف‌ و شافعي‌ها برآنند كه‌ هرچند معامله‌ در اين‌ وقت‌ شرعا حرام‌ است‌ اما چنانچه‌ معامله‌اي‌ انجام‌ گرفت‌، آن‌ معامله‌ صحيح‌ است‌ و منعقد مي‌شود زيرا نهي‌ و حرمت‌ متوجه‌ نفس‌ معامله‌ نيست‌ بلكه ‌نهي‌ به‌ خاطر غفلت‌ از فرض‌ الهي‌ مي‌باشد