ـ  و «فرستادن تند باد شديد»ـ ﴿‌ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِباً  ﴾ـ اين نقطه كه منظور از آنكسی كه در آسمان است خداوند متعال می باشد را بخوبی  واضح وروشن ساخته است. چرا كه كسی جزء آن قادر مطلق همانگونه كه در آيات قرآنی به كرات بيان شده توان اين كارها را ندارد.
وبدينصورت آنچه «كسائی» وكسانی چون «ابو حيان» كه از او پيروی كردند گفته اند درست نيست. ايشان ادعا كرده اند كه در اينجا عبارت مجازی است وحذفی در آن صورت گرفته است. وگفته اند كه معنا چنين است: «(من ملكوته في السماء) ـ كسی كه ملكوتش در آسمان است! ـ يعنی؛ مضاف در اينجا حذف شده كه البته ملكوت الهی در هر چيزی است واينجا آسمان را تحديدا آورده چونكه جايگاه فرشتگان اوست! وهمچنين جايگاه عزت اوست. وكرسيش ولوح محفوظ در آنجاست. واز آنجا اوامر وفرامين الهی وكتابها وساير امور ديگر فرود می آيد... وغيره».
وگفته شده: منظور از آنكه در آسمان است جبريل می باشد كه مسئول فرو بردن وخسف می باشد.
وگفته شده: منظور پروردگار يكتا است، و در اينجا بدينصورت كه او در آسمان است آورده شده تا با اعتقاد پيشينيان كه خداوند را در آسمان تلقی می كردند همخوانی داشته باشد.
همه اين گفته ها در حقيقت بر می گردد به فرار كردن گويندگانشان از تشبيه نمودن خداوند متعال، غافل از اينكه آنان با فرار از باران زير ناودان قرار گرفتند! چرا كه صفت «العلو» را از خداوند متعال ناخواسته نفی كرده اند.
اما آنچه علماء سلف وديدگاه راجح امت است كه بيان شد. وآنرا از ابن عباس و ابن جرير طبری نيز روايت نموديم بدون شك ثابت تر ودرستتر است. وآن با حديث مشهور كنيزك نيز موافقت دارد كه رسول اكرم ص از او پرسيد: خداوند كجاست؟ او گفت: در آسمان. پيامبر اكرم ص به صاحب كنيزك امر كردند كه: او را آزاد كن. چرا كه او مؤمن است.
واين نشانه ی اينست كه بدور از بحثهای فلسفی ودشوار سازی وتعقيد چيزهای واضح وروشن فطرت انسانی به صفت علويت وبالايی وبرتری خداوند متعال اقرار دارد. مگر نه اينست كه در هنگام دعا دست به آسمان بلند می كنيم! ودر هنگام حاجت چشم وجان ودلمان متوجه بالا است!
وهمچنين ديدگاه سلف با ساير آيات وارده در اين معنا موافقت وهمخوانی كامل دارد.
پس نمی توان گفت كه منظور از ﴿ في ﴾ ـ در ـ تحديد ظرف ومكان است. بدين معنا كه آسمان جايی است كه خداوند متعال در آن قرار دارد وبدينصورت خداوند را به چيزی كه در جايی قرار می گيرد تشبيه داده باشيم!.. حاشا لله!
چرا كه خداوند از تحديد در مكان مشخص آنچنان كه تصور عقلهای كوچك بشر است پاك ومبرا است.
واين حقيقتی است كه عقل انسانی آنرا هرگز نمی پذيرد، وآثار وارده از پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم شاهدی است گويا بر آن.
از آنجمله است حديث پيامبر اكرم ص كه فرموده اند: «آسمانهای هفتگانه در مقابل صندلی (كرسی) الهی چون حلقه ای است ناچيز، ويا چون درهمی است بر سپری. وآن كرسی ( صندلی ) در مقابل عرش پروردگار چون حلقه ای است ناچيز در صحرائی بيكران، واين عرش در كف پروردگار متعال چون دانه ای است ناچيز در كف يكی از شما».
پس با اين وجود ظرف بودن آسمان برای پروردگار سبحان آنگونه كه در تصور ماست بكلی بر طرف شد. چرا كه خداوند متعال بر عرش خويش استقرار يافت بگونه ای كه بر ما پوشيده است وشايان مقام الوهيت وجلال اوست.
و در آنچه گفته شد شفاست وكفايت از برای ما، و شكر و حمد و سپاس او راست سزاوار...
واز جمله آراء ديگری كه با اين معنای گفته شده همگام می شود:
رأی قرطبی است كه می گويد:  ﴿ مَّن فِي السَّمَاء﴾ همان بالای آسمان است. آنطور كه خداوند متعال در آيه دوم سوره توبه می فرمايند: (فسيحوا في الأَرْض) (بگرديد در زمين). يعنی: بالا يا روی زمين.
وهمچنين گفته اند: ﴿  في ﴾ بمعنی «علی» ـ روی ـ می باشد. مثل آيه 71 سوره طه: (وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ ) ـ وشما را بر روی شاخهای درختان خرما به دار میآويزم ـ.
وآثار وأحاديث صحيح وارده در اين مورد كه همه بر صفت «علو» وبلندی وبالايی پروردگار يگانه وپاك ومنزه بودن او از پستی وپايينی، وبر احترام ومكانت او دلالت دارند بسيار زيادند وكسی نمی تواند آنها را انكار كند مگر ملحد ونادان بی دين!..
وآنچه بيان آن رفت مذهب علماء ودانشمندان صدر اسلام است... آنانكه پروردگار خود را پاك ومبرا از هر عيب ونقصی می دانستند، و او را با زيباترين كلمات وعباراتی كه تنها شايسته اوست ياد می كردند. ودر پيروی آنان رشادت وسعادت دو دنيا نهفته است. (مصحح)
 
سوره ملك آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند، نيز تكذيب‌ كردند پس‌ عقوبت‌ من‌ چگونه ‌بود؟» يعني: بنگر كه‌ عذاب‌ من‌ بر آنان‌ در برابر آن‌ تكذيب‌ چگونه‌ بود و به‌ آنان ‌از عذاب‌ فاجعه‌بار چه‌ها رسيد؟ لذا چگونه‌ اينان‌ از عذابم‌ ايمن‌ خواهند بود؟
 
	سوره آل عمران آيه  191

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ صاحبان‌ خرد را چنين‌ تعريف‌ و توصيف‌ مي‌كند: «هم‌آنان‌ كه‌ خدا را ايستاده‌ و نشسته‌ و به‌ پهلو آرميده‌ ياد مي‌كنند» يعني‌: صاحبان‌ خرد كساني‌ هستند كه‌ ميان‌ فكر و ذكر جمع‌ نموده‌ و خداوند متعال‌ را در همه‌ احوال‌ يادمي‌كنند، چنان‌كه‌ پيامبراكرم‌ص خداي‌ عزوجل‌ را در همه‌ اوقات‌ ياد مي‌كردند.به‌ قولي‌: مراد از «ذكر» در اينجا نماز است‌. يعني‌: كساني‌ كه‌ نماز را در هيچ‌ حالي‌از احوال‌ ترك‌ نمي‌كنند و آن‌ را در حال‌ نبود عذر ايستاده‌ و درحال‌ وجود عذر، نشسته‌ و به‌ پهلو خوابيده‌ ادا مي‌كنند «و در آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ تفكر مي‌كنند» يعني‌: در صنع‌ بديع‌ و متقن‌ آسمانها و زمين‌ و استحكام‌ و ثبات‌ آنها و عظمت‌ و بزرگي‌ اجرام‌ آنها مي‌انديشند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ دعوت‌ به‌ تأمل‌ در شگفتيهاي ‌آفرينش‌ از مضامين‌ اصلي‌ قرآن‌ است‌.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ و آيات‌ مشابه‌ آن، ناظر بر «برهان‌ اتقان‌ صنع» در حكمت ‌اسلامي‌ است‌.
اين‌ متفكران‌ و انديشمندان‌ ذاكر مي‌گويند: «پروردگارا! اينها را بيهوده» و به‌بازي‌ و عبث‌ «نيافريده‌اي» بلكه‌ اينها را دليلي‌ بر حكمت‌ و قدرت‌ خويش‌آفريده‌اي‌ تا زمين‌ را ميدان‌ آزمايش‌ بندگانت‌ قرار داده‌ و فرمانبردارانت‌ را از سركشانت‌ متمايز گرداني‌ «منزهي‌ تو» از آنچه‌ كه‌ لايق‌ شأن‌ خداوندي‌ات‌ نيست «پس‌ ما را از عذاب‌ آتش‌ دوزخ‌ درامان‌ بدار».
 
	سوره ملك آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ 