ن ‌هنگام‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: پس‌ چرا چيزهايي‌ را در عبوديت‌ شريك‌ وي‌ قرار مي‌دهيد كه‌ اصلا بر هيچ‌ چيزي‌ قدرت‌ ندارند؟ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه: (‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ ....)نزد يكي‌ از ستمگران‌ خوانده‌ شد پس‌ گفت: باكي‌ نيست‌؛ اگر آب‌ ما در زمين‌ فرو رود، باز اين‌ نيروي‌ تبر و كلنگ‌ ما آن‌ را از قعر زمين‌ براي ‌ما باز مي‌آورد! پس‌ چشمه‌هاي‌ آن‌ ستمگر در دم‌ خشك‌ شد.
 
سوره قلم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «نون» اين‌ حرف‌ همچون‌ حروف‌ مقطعه‌ ديگري‌ كه‌ دراوايل‌ سوره‌ها آمده‌اند، حرفي‌ از حروف‌ هجاء است‌. به‌ قولي: هدف‌ از آوردن‌ حروف‌ مقطعه‌ اوايل‌ سوره‌ها، اعلام‌ تحدي‌ و هماورد طلبي‌ براي‌ كفار است‌ كه‌ اگر منكر نزول‌ قرآن‌ از سوي‌ رب‌العالمين‌ هستند، بايد همانند آن‌ را بياورند زيرا حروف‌ قرآن‌ از عين‌ حروفي‌ تركيب‌ شده‌ است‌ كه‌ آنان‌ بدان‌ تكلم‌ نموده‌ و در نوشتن‌ و ايراد سخنراني‌هاي‌ بليغ‌ خود آن‌ را به‌ كار مي‌گيرند پس‌ هرگاه‌ نمي‌توانند نظير قرآن‌ را بياورند، ديگر بايد به‌ اين‌ حقيقت‌ تسليم‌ شوند كه‌ اين‌ كتاب‌، كتاب‌الهي‌ است‌.
«سوگند به‌ قلم» خداوند متعال‌ به‌ قلم‌ سوگند خورده‌ است‌ زيرا قلم‌ ابزار بيان ‌است‌. اين‌ سوگند بر هر قلمي‌ واقع‌ مي‌شود كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ در آسمانها و زمين ‌نوشته‌ مي‌شود «و سوگند به‌ آنچه‌ مي‌نويسند» مردم‌ به‌ وسيله‌ قلم‌ از علوم‌ و معارف‌ حق‌. گفتني‌ است‌ كه‌ سوگند خوردن‌ به‌ قلم‌ و علومي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ قلم‌ نوشته ‌مي‌شوند، به‌ بزرگي‌ اين‌ دو نعمت‌ اشاره‌ دارد و اين‌كه‌ اين‌ دو نعمت‌ بعد از نعمت ‌نطق‌ و بيان‌ از اجل‌ و اعظم‌ نعمت‌ها بر انسان‌ هستند زيرا قلم‌ و معارف‌ مكتوب‌ به‌وسيله‌ آن‌، بهترين‌ راه‌ روشنگري‌ و انتشار علوم‌ و معارف‌ در ميان‌ جامعه‌ها، امت‌ها و افراد به‌ شمار مي‌روند و چراغي‌ برفراز راه‌ تقدم‌ ملت‌ها و نبوغ‌ آنها مي‌باشند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «در حقيقت‌ اولين‌ چيزي‌ را كه‌ خداوند آفريد قلم‌ بود پس‌ از آن‌ نون‌ ـ يعني‌ دوات‌ ـ را آفريد، سپس‌ فرمود: بنويس‌ آنچه‌ را كه‌ از عمل‌، يا اثر، يا رزق‌، يا اجلي‌ روي‌ مي‌دهد. پس‌ قلم‌ آنچه‌ را كه‌ از همان‌ روز تا روز قيامت‌ روي‌ مي‌دهد نوشت‌، سپس‌ بر قلم‌ مهر نهاده‌ شد و ديگر تا روز قيامت‌ سخني‌ نگفت‌».
 
	سوره قلم آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
جواب‌ قسم‌ اين‌ است: «تو» اي‌ محمد ص «به‌ نعمت‌ پروردگارت» يعني: به‌ نعمت‌ و لطفي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر تو نموده‌ است‌؛ و عبارت‌ از نعمت‌ نبوت‌ و رياست‌ عامه‌ مي‌باشد؛ «ديوانه‌ نيستي» پس‌ سخن‌ دشمنانت‌ در اين‌ باره‌ نوعي‌ از هذيان‌ است‌. اين‌ اولين‌ بند از مقسم‌ عليه‌ يعني‌ جواب‌ قسم‌ مي‌باشد و مقسم‌ عليه ‌مجموعا سه‌ موضوع‌ است‌ كه‌ به‌ ترتيب‌ تا آيه‌ چهارم‌ مي‌آيد.
ابن‌جريج‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: مشركان‌ به‌ رسول‌ خدا ص مي‌گفتند: او ديوانه‌ است‌، بعد از آن‌ شيطان‌ است‌! پس‌ اين‌ آيه‌ در رد آنان‌ نازل‌ شد.
 
	سوره قلم آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ براي‌ تو اجري‌ است» يعني: ثواب‌ و پاداشي‌ است‌ قطع ‌نشدني‌ بر آنچه‌ كه‌ از سنگيني‌ بار نبوت‌ و انواع‌ سختي‌ها به‌ دوش‌ كشيده‌ و تحمل‌ كرده‌اي‌. يا ﴿غَيْرَ مَمْنُونٍ ‏﴾ به‌ اين‌ معني‌ است‌: تو را پاداشي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ مردم‌ در آن‌ بر تو منت ‌گذاشته‌ نمي‌شود.
 
سوره قلم آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ تو بر خلقي‌ عظيم‌ هستي» يعني: بي‌گمان‌ تو بر اخلاقي‌ هستي‌ كه ‌خداوند(ج) در قرآن‌ تو را به‌ آن‌ امر نموده‌ است‌ چنان‌كه‌ در روايت‌ صحيح‌ از عائشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ از وي‌ درباره‌ اخلاق‌ رسول‌ اكرمص سؤال ‌شد، فرمود: «كان‌ خلقه‌ القرآن: اخلاق‌ رسول‌ خدا ص قرآن‌ بود». بلي‌! به‌راستي‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص داراي‌ اخلاق‌ بسيار بزرگي‌ بودند چرا كه‌ در راه‌ دعوت ‌از قوم‌ خود چيزهايي‌ را تحمل‌ كردند كه‌ امثال‌ ايشان‌ قادر به‌ تحمل‌ آن‌ نيستند. به‌حق‌ كه‌ رسول‌ خدا ص آيينه‌ تمام‌نماي‌ ادب‌، حيا، جود، شجاعت‌، حلم‌، گذشت ‌و غير اين‌ از برازندگي‌هاي‌ اخلاقي‌ بودند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن‌ الله‌ بعثني‌ لأتمم‌ مكارم‌ الأخلاق: همانا خداوند مرا برانگيخت‌ تا مكارم‌ اخلاق‌ را به ‌اتمام‌ برسانم‌». مكارم‌ اخلاق: عبارت‌ از صلاح‌ دين‌ و دنيا و آخرت‌ است‌. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «أدبني‌ ربي‌ فأحسن‌ تأديبي: پروردگارم‌ مرا ادب‌ آموخت‌ و نيكو ادبم‌ داد». ابن‌مسعود(رض) مي‌گويد: آري‌ ! نيكو ادبش ‌آموخت‌ آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ وي‌ فرمود: (‏ خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ ‏) : «عفو پيشه‌ كن‌ و به‌ كارهاي‌ پسنديده‌ فرمان‌ بده‌ و از نادانان‌ روي ‌بگردان‌» «اعراف/199». پس‌ چون‌ اين‌ فرمان‌ از سوي‌ آن‌ حضرت‌ ص عملي‌ شد، حق‌ تعالي‌ فرمود: (‏ وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ‏)«‌بي‌گمان‌ تو بر خلق‌ عظيمي‌ هستي‌». در بخاري‌ و مسلم‌ از انس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «ده‌ سال‌ تمام‌ به ‌رسول‌ اكرم‌ص خدمت‌ كردم‌ و ايشان‌ در طول‌ اين‌ مدت‌ هرگز به‌ من‌ اف‌ نگفتند ونه‌ براي‌ چيزي‌ كه‌ آن‌ را انجام‌ داده‌ بودم‌ فرمودند كه: چرا آن‌ را انجام‌ داده‌اي‌؟ ونه‌ براي‌ آنچه‌ كه‌ انجام‌ نداده‌ بودم‌ فرمودند كه: چرا آن‌ را انجام‌ نداده‌اي‌؟». همچنين‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ كرده‌ است‌ كه: «رسول‌ خدا ص هرگز نه‌خدمتكاري‌ را به‌ دست‌ خويش‌ زده‌اند و نه‌ زني‌ را و نه‌ هرگز به‌ دست‌ خويش‌ كسي ‌را زده‌اند، جز در جهاد راه‌ خدا. و آن‌ حضرت‌ ص هرگز در ميان‌ دو چيز مخير نشدند مگر اين‌كه‌ دوست‌ داشته‌ترين‌ آن‌ به‌سوي‌ ايشان‌ آسان‌ترين‌ آن‌ بوده‌ است‌ مگر اين‌كه‌ آن‌ چيز گناه‌ مي‌بود و چون‌ گناه‌ مي‌بود، ايشان‌ دورترين‌ مردم‌ از گناه‌ بودند. و نه‌ آن‌ حضرت‌ ص براي‌ خود از كسي‌ انتقام‌ گرفته‌اند مگر وقتي‌ مقدسات ‌الهي‌ پايمال‌ مي‌شد آن‌گاه‌ براي‌ خداي‌ عزوجل‌ انتقام‌ مي‌گرفتند». در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ ابوالدرداء(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «ما شي‌ء أثقل‌ في ‌ميزان‌ المؤمن‌ يوم‌ القيامة من‌ خلق‌ حسن‌ وإن‌ ا