ت‌ براي‌ شما ثابت‌ و برقرار است‌ و از ذمه‌ خداوند(ج)  ساقط نمي‌شود در نتيجه‌، او در آن‌ روز حكم‌ شما را نافذ مي‌گرداند؟ اين‌ استفهام‌ انكاري‌ مفيد نفي‌ وعده‌ الهي‌ و بي‌اساس‌ بودن ‌توقعات‌ و پندارهاي‌ پوچ‌ آنان‌ است‌.
	سوره آل عمران آيه  195

‏متن آيه : ‏

‏ فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگارشان‌ دعايشان‌ را اجابت‌ كرد» با دادن‌ اين‌ وعده‌: «كه‌ من‌ عمل ‌هيچ‌ صاحب‌ عملي‌ از شما را ضايع‌ نمي‌كنم» با ندادن‌ ثواب‌ آن‌ «از مرد يا زن» تصريح‌ بر زنان، به‌خاطردلخوش‌ كردن‌ آنهاست، وگرنه‌ آنان‌ نيز در عموم‌ معناي ‌(الذين‌ آمنوا وعملوا الصالحات) داخلند. آيه‌ كريمه‌ ضمنا زنان‌ را به‌ مشاركت‌ در دعوت‌ اسلامي‌ و آنچه‌ كه‌ از هجرت‌ و جهاد به‌دنبال‌ خود دارد، تشويق‌ و ترغيب ‌مي‌نمايد «همه‌ از همديگريد» يعني‌: مردان‌ شما در طاعت‌ حق‌ تعالي‌ مانند زنان ‌شما هستند و زنان‌ شما مانند مردان‌ شما، مردان‌ از زنان‌ به‌ وجود آمده‌اند و زنان‌ ازمردان‌ و هر دو از يك‌ اصل‌ منشعب‌ گرديده‌اند زيرا هر دو جنس، از نسل‌ آدم‌ وحوا بوده‌ و هر دو جنس‌ مكلف‌ مي‌باشند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: آيه‌ كريمه‌ هنگامي‌ نازل‌ شد كه‌ ام‌ سلمه‌ رضی الله عنها به‌ رسول‌ خداص گفت‌: يا رسول‌ الله! من‌ نمي‌شنوم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ از هجرت‌ زنان‌ نيز سخني‌ به‌ ميان‌ آورده‌باشد. «پس‌ كساني‌ كه‌ هجرت‌ كرده‌اند» به‌سوي‌ رسول‌ خداص از مردان‌ و زنان‌؛ با ترك‌ دار و ديار خود «و» كساني‌كه‌ «از خانه‌هاي‌ خود رانده‌ شده» اند در طاعت‌ خداي‌ عزوجل‌ «و» كساني‌كه‌ «در راه ‌من‌ آزار ديده‌اند» مراد آزارهايي‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ ايمان‌ خويش‌ به‌ حق‌ تعالي‌ از مشركان‌ مي‌ديدند تا از دين‌ خويش‌ برگردند، اما اين‌ آزارها، جز تمسك‌ بيشترشان ‌به‌ دين‌ حق، هيچ‌ اثر ديگري‌ بر آنان‌ نداشت‌ و همه‌ كساني‌كه‌ به ‌سبب‌ تمسكشان‌ به‌دين‌ الهي، مورد آزار و اذيت‌ و شكنجه‌ قرار مي‌گيرند، در خطاب‌ آيه‌ كريمه‌ داخل‌اند «و» كساني‌كه‌ «جنگيده‌اند» با دشمنان‌ خدا(ج) «و» كساني‌كه‌ «كشته‌شده‌اند» در راه‌ خدا(ج) ـ كه‌ اين‌ برترين‌ مقامات‌ است‌. مراد، به‌شهادت ‌رسيدن‌برخي‌ از آنهاست، آري‌! اينانند كه‌: «سيئاتشان‌ را مي‌زدايم‌» زيرا هجرت‌ در راه‌ خدا(ج) گناهان‌ ما قبل‌ خود را محو مي‌كند و جهاد و شهادت‌ در راه‌ خدا(جل جلاله)، تمام‌ گناهان‌ ـ بجز وام‌ را ـ پاك‌ مي‌گرداند، چنان‌كه‌ در احاديث‌ آمده‌ است‌ «و آنان‌ را در باغهايي‌ كه‌ از فرو دست‌ آنها جويباران‌ روان‌ است، درمي‌آورم‌. اين‌ پاداش ‌الهي‌ است‌ و پاداش‌ نيكو نزد خداوند است» كه‌ به‌ عمل‌كنندگان‌ تعلق‌ مي‌گيرد.
 
	سوره قلم آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از آنان‌ بپرس: كدامشان‌ ضامن‌ اين‌ ادعايند؟» يعني: اي‌ محمدص! توبيخ‌كنان‌ و سركوفت‌ زنان‌ از آنان‌ بپرس: كداميك‌ از شما ضامن‌ و متعهد اين‌ امر است‌ كه‌ كفار در آخرت‌ همان‌ چيزي‌ را دارند كه‌ مسلمين‌ در آن‌ دارند؟
 
	سوره قلم آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر آنان‌ شريكاني‌ دارند» كه‌ به‌ زعمشان‌ بر اين‌ امر كه‌ آنان‌ را در آخرت ‌همانند مسلمين‌ گردانند، توانايند؟ «پس‌ اگر راست‌ مي‌گويند شريكانشان‌ را بياورند» و اين‌ مفيد نفي‌ و مذمت‌ تقليد و ابطال‌ جوهر عقيده‌ مشركان‌ است‌.
 
	سوره قلم آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! بياورند شريكان‌ خود را در «روزي‌ كه‌ جامه‌ از ساق‌ برداشته‌ شود» يعني: در آن‌ روز كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ساق‌ خود را آشكار كند كار، زار و اوضاع‌ به‌ غايت ‌دشوار مي‌شود. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و غير آن‌ از ابي‌سعيد(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «پروردگار ما ساق‌ خود را برهنه‌ مي‌كند پس‌ هر مرد مؤمن‌ و هر زن‌ مؤمنه‌اي‌ براي‌ او سجده‌ مي‌كنند و كساني‌ كه‌ از روي‌ ريا و سمعه‌ در دنيا سجده‌ مي‌كردند، باقي‌ مي‌مانند پس‌ تا مي‌روند كه‌ سجده‌ كنند، پشت‌ آنان‌ (مانند تخته‌ الواري‌ راست‌ مي‌ايستد) و قادر به‌ سجده‌ كردن‌ نمي‌شوند». لذا مراد از فرموده‌ حق‌ تعالي:(يُكْشَفُ عَن سَاقٍ ) سخت‌ شدن‌ كار و بالا گرفتن‌ هنگامه‌ در روز قيامت‌ است‌ چنان‌كه‌ وقتي‌ جنگ‌ يا كار ديگري‌ شدت ‌گيرد، اعراب‌ مي‌گويند: «كشف‌ الامر عن‌ ساقه: كار ساق‌ خود را برهنه كرد». اين‌ تأويل‌ از آن‌ رو مورد نظر است‌ كه‌ خداوند(ج) از جسميت‌ و از همه‌ صفات‌ حوادث ‌منزه‌ مي‌باشد پس‌ مراد از ساق‌، اندام‌ مخصوص‌ نيست‌ بلكه‌ تأويل‌ آن‌ چنان‌ است‌ كه‌ ذكر شد.
«و به‌ سجده‌ فراخوانده‌ شوند پس‌ نتوانند» يعني: همه‌ خلق‌ براي‌ خداي‌ عزوجل ‌به‌ سجده‌ مي‌افتند و يك‌ سجده‌ مي‌كنند، اما كفار و منافقان‌ باقي‌ مي‌مانند و تا مي‌خواهند كه‌ سجده‌ كنند، در خود توانايي‌ نمي‌يابند زيرا كمرهايشان‌ خشك ‌مي‌ايستد و براي‌ سجده‌ كردن‌ نرم‌ و انعطاف‌پذير نمي‌شود از آن‌ رو كه‌ نه‌ در دنيا به ‌خداوند(ج) ايمان‌ آورده‌ بودند و نه‌ براي‌ او سجده‌ كرده‌ بودند. خلاصه‌ اين‌كه: كفار و منافقان‌ در آخرت‌ براي‌ تعبد و تكليف‌ به‌ سجده‌ فراخوانده‌ نمي‌شوند بلكه ‌براي‌ توبيخ‌ و سرزنش‌ بر ترك‌ سجده‌ كردن‌ در دنيا به‌ آن‌ فراخوانده‌ مي‌شوند و ازآنجا كه‌ در دنيا با وجود صحت‌ و سلامت‌، از سجده‌ كردن‌ تكبر ورزيده‌اند درآخرت‌ بر ضد حالتي‌ كه‌ در دنيا بر آن‌ قرار داشته‌اند مورد مجازات‌ قرار مي‌گيرند، بدينسان‌ كه‌ وقتي‌ پروردگار عزوجل‌ تجلي‌ كند و مؤمنان‌ براي‌ او به‌ سجده‌ افتند، احدي‌ از كفار و منافقان‌ نمي‌توانند به‌ سجده‌ روند بلكه‌ پشت‌ آنان‌ مانند تخته‌راست‌ مي‌ماند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5824.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:5825.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:5826.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:5827.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:5828.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:5829.txt">آيه  48</