a><a class="text" href="w:text:5830.txt"> آيه  49</a><a class="text" href="w:text:5831.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:5832.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:5833.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:5834.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5835.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5836.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5837.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5838.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5839.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5840.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5841.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5842.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ الحاقه ﴾</a></body></html>سوره قلم آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ديدگانشان‌ خاشع‌ باشد» خشوع: خضوع‌، ذلت‌ و فروافتادگي‌ است‌ «خواري‌ آنان‌ را فروگيرد» يعني: غبار خفت‌ و خواري‌ و حسرت‌ و ندامت‌ سختي‌ بر رخسارشان‌ بنشيند «در حالي‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ به‌ سجده‌ خوانده‌ مي‌شدند» در دنيا «و تندرست‌ بودند» يعني: از علت‌ها و آفات‌ جسمي‌ سالم‌ و بر انجام‌ دادن‌ سجده ‌قادر بودند اما سجده‌ نكردند. ابراهيم‌ تيمي‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «در دنيا به‌وسيله‌ اذان‌ و اقامه‌ به‌ سجده‌ فراخوانده‌ مي‌شدند اما سرباز مي‌زدند».
 
	سوره قلم آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مرا با كسي‌ كه‌ اين‌ سخن‌ را تكذيب‌ مي‌كند واگذار» يعني: اي‌ محمدص! من‌ و اين‌ كفار را واگذار و كارشان‌ را به‌ من‌ بسپار و خاطرت‌ را به‌ آنان‌ مشغول‌ نكن ‌زيرا من‌ كار آنان‌ را بسنده‌ام‌ و يقين‌ داشته‌ باش‌ كه: «به‌ زودي‌ آنان‌ را پايه‌ به‌ پايه‌ از آن‌ راه‌ كه‌ درنيابند فروخواهيم‌ گرفت» يعني: به‌ زودي‌ آنان‌ را به‌ عذاب‌ غافلگير خواهيم‌ كرد و آهسته‌ آهسته‌ و پله‌ به‌ پله‌ به‌سوي‌ عذاب‌ خواهيمشان‌ راند تا بدانجا كه‌ آنان‌ را از جايي‌ كه‌ نمي‌دانند در عذاب‌ خواهيم‌ افگند زيرا آنان‌ اين‌كار ما را انعام‌ مي‌پندارند و در عاقبت‌ آنچه‌ كه‌ در نهايت‌ با آن‌ روبرو خواهند شد، نمي‌انديشند و اين‌ «استدراج‌» است‌.
	سوره قلم آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مهلت‌شان‌ مي‌دهم» تا بر گناه‌ خويش‌ بيفزايند «هرآينه‌ تدبير من‌ سخت ‌استوار» و قوي‌ و محكم‌ «است» پس‌ چيزي‌ از نزد من‌ فوت‌ نمي‌شود و كسي‌ از عذاب‌ من‌ گريخته‌ نمي‌تواند.
 
	سوره قلم آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا از آنان‌ مزدي‌ درخواست‌ مي‌كني» يعني: آيا از كفار در قبال‌ دعوتشان‌ به‌سوي‌ حق‌ و حقيقت‌ پاداشي‌ طلب‌ مي‌كني‌؟ «پس‌ آنان‌ از تاوان‌ گرانبارند؟» مغرم: كسي‌ است‌ كه‌ زير بار تاوان‌ است‌. يعني: آيا از آنان‌ مزدي‌ درخواست‌ كرده‌اي ‌پس‌ به‌ سبب‌ آن‌ از اجابت‌ گفتنت‌ روي‌ گردانند؟ نه‌ اي‌ محمد ص! حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ تو آنان‌ را بدون‌ پاداش‌ و مزد به‌سوي‌ ما فرامي‌خواني‌ و پاداش‌ دعوت‌ خويش‌ را نزد ما اميد مي‌داري‌ اما با وجود اين‌ آنها از روي‌ جهل‌ و كفر و عناد، تو را تكذيب‌ مي‌كنند.
	سوره قلم آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر علم‌ غيب‌ نزد آنان‌ است‌ پس‌ آنان‌ مي‌نويسند» يعني: يا مگر نزد آنان ‌علم‌ غيب‌ است‌ پس‌ آنچه‌ را از حجت‌هاي‌ پنداريشان‌ كه‌ مي‌خواهند از روي‌ آن ‌مي‌نويسند و به‌ وسيله‌ آنچه‌ كه‌ از اين‌ علم‌ غيب‌ مي‌نويسند، با تو مجادله‌ كرده‌ و در حق‌ خويش‌ آنچه‌ را كه‌ بخواهند حكم‌ مي‌كنند لذا با اين‌ تكيه‌گاهي‌ كه‌ دارند از اجابت‌ گفتن‌ و اطاعت‌ تو بي‌نيازند؟ كه‌ هرگز چنين‌ نيست‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ آنان ‌در اعراض‌ از قبول‌ دعوت‌ اسلام‌ هيچ‌ حجت‌ منقولي‌ ندارند كه‌ بر آن‌ تكيه‌ كنند.
 
سوره قلم آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ در انتظار حكم‌ پروردگارت‌ شكيبايي‌ ورز و همانند صاحب‌ ماهي‌ نباش» يعني: همانند يونس‌(ع) نباش‌ در غضب‌ و دلتنگي‌اش‌ «آن‌گاه‌ كه‌ اندوه‌زده‌ ندا درداد» خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ ص را دلجويي‌ مي‌كند و او را به‌ صبر و شكيبايي‌دستور مي‌دهد تا چنان‌كه‌ صاحب‌ ماهي‌ عجله‌ كرد، در دعوت‌ قومش‌ صبر نكرد و از نحوه‌ برخورد آنان‌ دلتنگ‌ شد و از ميانشان‌ بيرون‌ رفت‌، عجله‌ نكند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بيان‌ داستان‌ صاحب‌ ماهي‌ (يونس‌(ع)) در سوره‌هاي‌ انبياء، يونس‌ وصافات‌ گذشت‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ نداي‌ يونس‌(ع) با اين‌ دعايش‌ بود(لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ‏). ( وَهُوَ مَكْظُومٌ ‏) بدين‌ معني‌ است‌ كه: يونس(ع) غمگين‌ و محزون‌ و خشم‌ فروخورده‌ بود. يا احتمال‌ دارد كه‌ معني‌ اين‌ باشد: او در شكم‌ ماهي‌ محبوس‌ و در تنگنا بود.سوره آل عمران آيه  196

‏متن آيه : ‏

‏ لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ مشركان‌ مكه‌ نازل‌ شد زيرا آنان‌ در آسايش‌ و رفاه‌ و نعمت‌ به‌سر مي‌بردند و تجارت‌ مي‌كردند، پس‌ برخي‌ ازمسلمانان‌ گفتند: دشمنان‌ خدا(ج) را در امر معيشت‌ و گذران‌ زندگاني ‌شان‌ به‌ خير ونيكي‌ مي‌يابيم، حال‌ آن‌ كه‌ ما از فقر و فاقه‌ و سختي‌ به‌جان‌ آمده‌ايم‌! همان‌ بود كه‌نازل‌ شد: «گشت‌وگذار كافران‌ در شهرها» و ترتيب‌ دادن‌ سفرهاي‌ تجارتي‌ از سويشان‌ با هدف‌ رونق‌ بخشيدن‌ به‌ زندگي‌ مادي‌ «تو را نفريبد» زيرا اين‌ متاعي‌است‌ اندك‌ كه‌ در اين‌ دنيا از آن‌ بهره‌مند مي‌شوند و سپس‌ بازگشتشان‌ به‌سوي ‌دوزخ‌ است‌. عكرمه‌ مي‌گويد: «مراد؛ آمد و رفت‌ شب‌ و روز آنان‌ و نعمتهايي ‌است‌ كه‌ از آن‌ بهره‌ مي‌برند».
 
	 سوره قلم آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر نعمتي‌ از جانب‌ پروردگارش‌ او را دستگيري‌ نمي‌كرد» و در نمي‌يافت‌ كه‌ آن ‌لطف‌ و نعمت‌، توفيق‌ دادن‌ يونس‌(ع) براي‌ توبه‌ بود. آري‌! اگر آن‌ لطف‌ و نعمت‌الهي‌ نمي‌بود؛ «البته‌ به‌ كرانه‌ بي‌آب‌ و علف‌ افگنده‌ شده‌ بود» يعني: اگر نعمت ‌پروردگارش‌ در توفيق‌ دادن‌ او به‌ توبه‌ نبود، بي‌گمان‌ او از شكم‌ ماهي‌ بر زمين ‌بي‌گياهي‌ افگنده‌ مي‌شد «و» در آن‌ صورت‌ «او ملامت‌ شده‌ بود» يعني: به‌ سبب‌ گناهي‌ 