كه‌ مرتكب‌ شده‌ بود، مورد مذمت‌ و ملامت‌ قرار مي‌گرفت‌ و از رحمت ‌پروردگار خويش‌ طرد مي‌شد.
 
	سوره قلم آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگارش‌ او را برگزيد» يعني: او را خالص‌ گردانيد و به‌ نبوت‌ خويش‌ انتخاب‌ كرد «و او را از جمله‌ صالحان» يعني: كاملان‌ در صلاح‌ و شايستگي‌ «گردانيد» به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: نبوت‌ را به‌سوي‌ او برگردانيد و او را در حق‌ خود و قومش‌ شفيع‌ گردانيد و او را به‌سوي‌ صد هزار كس‌ يا بيشتر از آن‌ فرستاد پس‌ همگي‌ آنها ايمان‌ آوردند چنان‌كه‌ داستانشان‌ در سوره‌ «يونس‌» گذشت‌.
 
	سوره قلم آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چيزي‌ نمانده‌ بود كه‌ كافران‌ چون‌ قرآن‌ را شنيدند تو را چشم‌ بزنند» يعني: آنها در وقت‌ شنيدن‌ قرآن‌ به‌سوي‌ تو تند و تيز نگاه‌ مي‌كنند به‌ طوري‌كه‌ نزديك‌ است ‌اين‌ نگاهشان‌ تو را بيهوش‌ نموده‌ و از جا ساقط گرداند زيرا آنان‌ از شنيدن‌ قرآن‌ سخت‌ نفرت‌ و كراهت‌ دارند. مفسران‌ در تفسير: (‏ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ‏...)  چند وجه‌ ذكر كرده‌اند؛ بعضي‌ برآنند كه‌ معني‌ اين‌ است: «نزديك ‌است‌ كافران‌ تو را چشم‌ زخم‌ برسانند».
روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ طايفه‌ بني‌ اسد چشم‌زنان‌ زبردستي‌ داشتند و چنان‌ بود كه ‌وقتي‌ مردي‌ از آنان‌ سه‌ روز غذايي‌ براي‌ خوردن‌ نمي‌يافت‌ و حيواني‌ از برابرش ‌مي‌گذشت‌، مي‌گفت: امروز همانند آن‌ نديده‌ام‌! به‌ اين‌ ترتيب‌، حيوان‌ را چشم ‌مي‌زد و آن‌ حيوان‌ از پا در مي‌آمد و صاحبش‌ ناگزير آن‌ را سر بريده‌ و گوشتش‌ را در ميان‌ مردم‌ توزيع‌ مي‌كرد. از اين‌ روي‌، برخي‌ از چشم‌ زنان‌ خواستند كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص را نيز چشم‌ زده‌ و ايشان‌ را به‌ اين‌ وسيله‌ از پا در آورند لذا همان ‌سخن‌ را گفتند اما خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ صرا در پناه‌ خويش‌ حفظ نمود. پس ‌بنابراين‌ روايت‌؛ اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ چشم ‌زدن‌ و تأثير آن‌ حق‌ است‌ و اين‌تأثير به‌ امر خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد چنان‌كه‌ دراين‌ باره‌ احاديثي‌ نيز روايت‌ شده ‌است‌ و از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است: «... والعين‌ حق: چشم‌ زدن‌ حق‌ است‌» يعني: به‌ اراده‌ خداوند(ج) مي‌باشد و نيز اين‌ حديث‌ شريف: «قد تدخل‌ الرجل‌ العين‌ في‌القبر، وتدخل‌ الجمل‌ القدر:  گاهي‌ چشم‌ زدن‌ مرد را در قبر داخل‌ مي‌كند و شتر رادر ديگ‌». حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «دواي‌ چشم‌ زخم‌، خواندن‌ اين‌ آيه‌ است‌».
اما ابن‌قتيبه‌ در معني‌ مراد آيه‌ مي‌گويد: «مراد آيه‌ اين‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ تو را چشم‌ مي‌زنند آن‌ گونه‌ كه‌ چشم‌زن‌ چيزي‌ را كه‌ از روي‌ شگفتي‌ بدان‌ بنگرد، به‌ چشم‌ مي‌زند بلكه‌ مراد اين‌ است‌ كه‌ چون‌ تو قرآن‌ مي‌خواني‌، به‌سويت‌ نگاهي‌ تند و آلوده‌ به‌ دشمني‌ و نفرت‌ مي‌افگنند كه‌ نزديك‌ است‌ نگاهشان‌ تو را فروافگند». و از نظر ابن‌كثير معني‌ اين‌ است: «كفار به‌ سبب‌ بغض‌ و دشمني‌اي‌ كه‌ عليه‌ تو دارند، بر تو حسد مي‌وزند چنانچه‌ خداي‌ عزوجل‌ تو را نگه‌ ندارد و از آنان‌ حمايتت ‌نكند». «و مي‌گويند» كفار از سر حسادت‌ و دشمني‌ «هرآينه‌ اين‌ پيامبر ديوانه‌ است» به‌ سبب‌ اين‌ قرآني‌ كه‌ آورده‌ است‌.
 
سوره قلم آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و حال‌ آن‌كه‌ قرآن‌ جز پندي‌ براي‌ جهانيان» اعم‌ از جن‌ و انس‌ «نيست» لذا نه‌ فقط به‌ سبب‌ آن‌ جنون‌ دست‌ نمي‌دهد بلكه‌ قرآن‌ سبب‌ تكامل‌ عقل‌ و فهم‌ انسان‌ مؤمن‌ نيز مي‌گردد. بيضاوي‌ مي‌گويد: «چون‌ كافران‌ به‌ خاطر قرآن‌ رسول‌ خدا ص را ديوانه‌ خواندند. پس‌ حق‌ تعالي‌ روشن‌ كرد كه‌ قرآن‌ موعظه‌ و پندي‌ است‌ عام‌ كه ‌آن‌ را جز كسي‌ كه‌ عقل‌ تام‌ و كامل‌ و انديشه‌ محكم‌ و متيني‌ داشته‌ باشد، درك‌ و دريافت‌ نمي‌كند لذا كساني‌ كه‌ اين‌ سخن‌ را درباره‌ قرآن‌ مي‌گويند، خود جاهل‌ ونابخردند».سوره حاقة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حاقه» يعني: قيامتي‌ كه‌ آمدن‌ آن‌ حق‌ و ثابت‌ است‌ و هيچ‌ شك‌ و ترديدي ‌در وقوع‌ آن‌ وجود ندارد، كار حساب‌ و جزا در آن‌ تحقق‌ مي‌پذيرد و حقايق‌ در آن‌ آشكار مي‌شود.
 
	سوره حاقة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ حاقه‌ چيست‌؟» يعني: قيامت‌ در حال‌ يا اوصاف‌ خود چه‌ چيزي‌ است‌؟ اسم‌ ظاهر به‌ جاي‌ ضمير نهاده‌ شد، براي‌ تفخيم‌ و بزرگ‌ نمودن‌ شأن‌ قيامت‌ و انعكاس‌ هول‌ و هراس‌ آن‌.
	سوره حاقة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ چيز تو را آگاه‌ كرد كه‌ حاقه‌ چيست‌؟» اين‌ تعبير بيانگر آن‌ است‌ كه‌ قيامت‌ از دايره‌ علم‌ و آگاهي‌ مخلوقات‌ خارج‌ است‌. يعني: اي‌ پيامبر! تو كنه‌ و حقيقت ‌قيامت‌ را نمي‌داني‌ زيرا قيامت‌ بزرگتر از آن‌ است‌ كه‌ كسي‌ از مخلوقات‌ حقيقت‌ آن‌را بداند. پس‌ جمله‌ (‏ وَمَا أَدْرَاكَ) براي‌ افزودن‌ بر عظمت‌ شأن‌ قيامت‌ است‌. يحي‌بن‌سلام‌ مي‌گويد: «به‌ من‌ خبر رسيده‌ كه‌ خداوند(ج) پيامبرش‌ صرا از مضمون‌ همه ‌عباراتي‌ كه‌ در قرآن‌ به‌ لفظ:  (‏ وَمَا أَدْرَاكَ)آمده‌ است‌، آگاه‌ كرده‌ است‌ اما عباراتي‌كه‌ به‌ لفظ:  (‏ وَمَا يَدْرَيكَ) آمده‌ است‌، از جمله‌ اموري‌ است‌ كه‌ پيامبر ص نسبت‌ به ‌آنها علمي‌ ندارد».
 
سوره حاقة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ثمود و عاد قارعه‌ را دروغ‌ شمردند» قارعه: به‌ معني‌ در هم‌ كوبنده‌؛ همان ‌قيامت‌ است‌ زيرا قيامت‌ مردم‌ را با هول‌ و هراسهايش‌ و مواد و موجوادت‌ را با انفجار خود درهم‌ مي‌كوبد.
	سوره حاقة آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما ثمود، پس‌ با طاغيه‌ هلاك‌ ساخته‌ شدند» ثمود قوم‌ صالح‌(ع) بودند. طاغيه: فريادي‌ است‌ تند و مرگبار كه‌ سخت‌ قوي‌ و نابود كننده‌ است‌.
 
	سوره حاقة آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اما عاد، پس‌ با تندباد سخت‌ سرد و بنيان‌ كني‌ به‌ نابودي‌ كشيده‌ شدند» عاد: قوم‌ هود(ع) اند. باد صرصر: بادي‌ است‌ سخت‌ سرد. عاتيه: بسيار سركش‌ و سخت‌ نيرومند به‌ سبب‌ شدت‌ وزش‌، طول‌ زمان‌ و شدت‌ سردي‌ خود.
 
	سوره آل عمران آيه  197

‏متن