اب‌ را بازخرد.
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما فرشتگان‌ درماندند و «گفتند: منزهي‌ تو! ما را جز آنچه‌ كه‌ خود به‌ ما آموخته‌اي،هيچ‌ دانشي‌ نيست، تويي‌ داناي‌ حكيم‌» لذا به‌ قصور و ناتواني‌ خويش‌ اعتراف‌كردند. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ خود به‌ برتري‌ آدم‌ و رمز گزينش‌ وي‌ بر فرشتگان‌ - كه‌آموختن‌ چيزهايي‌ به‌ وي‌ است‌ كه‌ فرشتگان‌ آنها را نمي‌دانند - اشاره‌ دارد، پس‌نبايد به‌ برتري‌ خويش‌ بر آدم‌ افتخار كنند.
آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اموال‌ يتيمان‌ را به‌ آنان‌ بازدهيد» اين‌ خطاب‌ متوجه‌ اوليا و اوصياي‌ يتيمان‌ است‌. يتيم‌: كسي‌ است‌ كه‌ پدر نداشته‌ و هنوز به‌ دوران‌ بلوغ‌ نرسيده‌ است‌ زيرا درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «پس‌ از بلوغ‌، يتيمي‌اي‌ نيست». و ـ چنان‌كه‌ از آيه ‌(6) همين‌ سوره‌ بر مي‌آيد ـ اموال‌ ايتام‌ فقط زماني‌ به‌ ايشان‌ برگردانده‌ مي‌شودكه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ برسند، كه‌ در آن‌ زمان‌ در حقيقت‌ يتيم‌ نيستند، پس‌ اطلاق‌ يتيم‌ به‌آنها در اين‌ آيه‌، مجاز است‌، به‌ اعتبار حالت‌ يتيمي‌اي‌ كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن ‌بلوغ‌ داشته‌اند «و پليد را با پاك‌ بدل‌ نكنيد» يعني‌: اي‌ مؤمنان‌! با اموال‌ ايتام‌ همان‌كاري‌ را نكنيد كه‌ در جاهليت‌ مبناي‌ رفتار مردم‌ با آنان‌ بود زيرا در جاهليت‌ مردم ‌اموال‌ سره‌ و مرغوب‌ ايتام‌ را گرفته‌ و اموال‌ ناسره‌ و نامرغوب‌ خود را به‌جاي‌ آن ‌مي‌گذاشتند. بعضي‌ گفته‌اند؛ معني‌ ﴿وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ﴾  اين‌ است‌: اموال ‌ايتام‌ را كه‌ براي‌ شما حرام‌ و پليد است‌ نخوريد، بلكه‌ اموال‌ پاك‌ و حلال‌ خودتان‌را بخوريد «و اموال‌ آنان‌ را همراه‌» و با ضميمه‌ كردن‌ «با اموال‌ خود نخوريد، كه‌ اين‌ گناهي‌ بزرگ‌ است‌».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ درباره‌ مردي‌ از قبيله‌ غطفان ‌نازل‌شد كه‌ از پسر برادر يتيمش‌ اموال‌ بسياري‌ نزد وي‌ بود، پس‌ چون‌ آن‌ يتيم‌ به ‌سن‌ بلوغ‌ رسيد، اموال‌ خويش‌ را از عمويش‌ طلب‌ كرد، اما او از دادن‌ اموال‌ وي‌سرباز زد. و بعد از آن‌ كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، اموالش‌ را به‌ وي‌ باز داد.
 
	سوره معارج آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز» مجرم‌ آرزو مي‌كند كه‌ عوض‌ دهد «زن‌ خود را و برادر خود را» هر چند كه‌ اينان‌ عزيزترين‌ مردم‌ و گرامي‌ترينشان‌ نزد وي‌ هستند اما با اين‌ وجود اگر از مجرم‌ فديه‌ پذيرفته‌ شود، يقينا او آنها را فديه‌ خويش‌ گردانيده‌ و خود را از آن ‌عذاب‌ رهايي‌ مي‌بخشد.
 
	سوره معارج آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْويهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز» مجرم‌ آرزو مي‌كند كه‌ عوض‌ دهد در آن‌ روز «قبيله‌اي‌ را كه‌ او را جاي ‌مي‌دهد» يعني: خاندان‌ و قبيله‌ نزديك‌ خود را كه‌ در نسب‌ به‌ آنان‌ وابسته‌ است‌ و در هنگام‌ سختي‌ها به‌ او ياري‌ و پناه‌ مي‌دهند و نزدشان‌ جاي‌ مي‌گيرد و سروسامان ‌مي‌يابد.
 
	سوره معارج آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنجِيهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز» مجرم‌ آرزو مي‌كند كه‌ در آن‌ روز عوض‌ دهد «هر كه‌ را در زمين‌ است ‌همه‌ يكجا» يعني: مجرم‌ دوست‌ دارد كه‌ كاش‌ تمام‌ كساني‌ را كه‌ در روي‌ زمين‌ از جن‌ و انس‌ و غيرشان‌ از خلايق‌ هستند، همگي‌ را فداي‌ خود كند «سپس‌ اين ‌عوض‌ دادن‌ او را برهاند» از عذاب‌ جهنم‌.
	سوره معارج آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّهَا لَظَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كلا» اين‌ كلمه‌ مفيد هشدار و بازداشتن‌ است‌ يعني: حاشا كه‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ آرزوي‌ خام‌، ممتنع‌ و امكان‌ناپذير براي‌ مجرم‌ ميسر باشد، هرگز ميسر نيست‌ «آن‌ آتشي‌ زبانه‌زن‌ است» لظي: نامي‌ از نامهاي‌ جهنم‌ است‌. «تلظي‌ في‌ النار» يعني‌ در آتش‌ شعله‌ و زبانه‌ كشيد.
 
	سوره معارج آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پوست‌ سر را بركننده» يعني: آن‌ آتش‌ گوشت‌ و پوست‌ را از استخوان ‌برمي‌كند تا بدانجا كه‌ در آن‌ چيزي‌ را بر جاي‌ نمي‌گذارد سپس‌ به‌ همان‌ حال‌ اول ‌برمي‌گردد. «شواه‌» پوست‌ سر، يا پوست‌ اعضاي‌ انسان‌ است‌. قتاده‌ در جمع‌ ميان ‌هر دو قول‌ مي‌گويد: «آن‌ آتش‌ پوست‌ سر، چهره‌ و اعضاي‌ دوزخي‌ را برمي‌كند».
	سوره معارج آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هركه‌ را اعراض‌ كرد و رويگردان‌ شد مي‌خواند» يعني: جهنم‌ هر كس‌ را كه‌ در دنيا به‌ حق‌ پشت‌ كرده‌ و از آن‌ رويگردان‌ شده‌، به‌سوي‌ خود فرامي‌خواند.
 
	سوره معارج آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَمَعَ فَأَوْعَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مي‌خواند هر كس‌ را كه‌ «مال‌ اندوخت‌ و جابجا كرد» يعني: هر كس‌ كه‌ مال ‌را جمع‌ كرده‌ و آن‌ را در ظرفي‌ جابجا نموده‌ است‌ و چيزي‌ از آن‌ را در راه‌ خير انفاق‌ نكرده‌ و حق‌ خداي‌ عزوجل‌ را در آن‌ ادا نكرده‌ است‌.
 
	سوره معارج آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ انسان‌ ناشكيب‌ آفريده‌ شده‌است» هلع: سخت‌ترين‌ حرص‌ و آز و بدترين‌ و زشت‌ترين‌ اضطراب‌ و بي‌قراري‌ است‌. زمخشري‌ مي‌گويد: «هلع: سرعت‌ بي‌قراري‌ در هنگام‌ رسيدن‌ امري‌ ناخوش‌آيند به‌ انسان‌ و سرعت‌ بازداشتن‌ خير در هنگام‌ رسيدن‌ خير به‌ اوست‌». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «شر ما في ‌رجل: شح‌ هالع‌ و جبن‌ خالع:  بدترين‌ خصلتي‌ كه‌ در مردي‌ هست: بخلي‌ است ‌سركش‌ و شديد و جبني‌ است‌ تهي‌كننده‌» يعني: تهي‌كننده‌ درون‌ شخص‌ از روحيه‌، اراده‌، معنويت‌ و مقاومت‌.
 
سوره معارج آيه  20‏متن آيه : ‏‏ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً ‏
آيه  21‏متن آيه : ‏‏ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ‏ 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ شر به‌ او برسد، بي‌تاب‌ است‌ و چون‌ خير به‌ او برسد، بازدارنده‌ است» يعني: چون‌ فقر و نيازمندي‌، يا بيماري‌، يا مانند اين‌ از مصيبتها به‌ چنين‌ انساني‌ برسد، او بسيار بي‌قرار و مضطرب‌ است‌ و چون‌ خيري‌ مانند توانگري‌ و رفاه‌ و گشايش‌ و امثال‌ اينها به‌ او برسد، او بسيار بازدارنده‌ و بخيل‌ و بي‌خير است‌. جزع: اندوهي ‌است‌ كه‌ انسان‌ را از كاروبارش‌ باز مي‌دارد. آري‌! اوصاف‌ س