َاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مهر زنان‌ را از روي‌ طيب‌ خاطر» به‌عنوان‌ هديه‌اي‌ «به‌ ايشان‌ بدهيد و اگر به‌ ميل‌ خودشان‌ چيزي‌ از آن‌ را به‌ شما واگذاشتند، پس‌ آن‌ را حلال‌ و گوارا بخوريد» لذا آنچه‌ در حلال‌ بودن‌ اين‌ واگذاري‌ معتبر است‌، خوشي ‌خاطر زنان‌ است‌، نه‌ مجرد موافقت‌ آنها با الفاظي‌ كه‌ از آن‌ رضايت‌ و طيب ‌خاطر بر نمي‌آيد. ابن‌عباس‌(رض) درتفسير ﴿هَنِيئاً مَّرِيئاً ‏﴾  مي‌گويد: «هرگاه‌ زن‌ بدون‌ زيان ‌رساندن‌ و فريب‌ مرد، مهرخود را به‌ وي‌ بخشيد، پس‌ آن‌ هني‌ء و مري‌ء؛ يعني‌ نوشين‌ و گواراست». هني‌ء: در لغت؛ غذايي‌ است‌ كه‌ خورنده‌ از آن‌ لذت‌ مي‌برد و مري‌ء: غذايي‌ است‌ كه‌ خوب‌ هضم‌ شده‌ و از آن‌ تغذي‌ به‌ عمل‌ آيد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌: رسم‌ بر آن‌ بود كه‌ چون‌ مردي ‌دخترش‌ را به‌ نكاح‌ مي‌داد، مهرش‌ را براي‌ خود گرفته‌ و آن‌ را به‌ دختر نمي‌داد،[1] پس‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود. اما به‌ قولي‌ ديگر: مخاطب‌ آيه ‌شوهران‌، اوليا و سرپرستان‌ زنان‌اند كه‌ از خوردن‌ مهر آنان‌ منع‌ شده‌اند.
 
[1] چنان‌كه‌ هم‌ اكنون‌ رسم‌ و رواج‌ حاكم‌ در بسياري‌ از مناطق‌ افغانستان‌ چنين‌ است‌.سوره معارج آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ گروه‌ در باغهايي‌، گرامي‌ داشته‌ شده‌اند» يعني: در آن‌ باغها مستقرند و با انواع‌ تكريم‌ها و تجليل‌ها مورد گرامي‌داشت‌ قرار مي‌گيرند.
 
سوره معارج آيه  36‏متن آيه : ‏‏ فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ‏
آيه  37متن آيه : ‏‏ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چه‌ شده‌ است‌ كافران‌ را كه‌ به‌سوي‌ تو شتابانند» يعني: آنها را چه‌ شده ‌است‌ كه‌ در گريز از نزد تو شتابانند. يا «مهطعين‌» به‌ اين‌ معني‌ است: كافران‌ را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ گردنهايشان‌ را بلند نموده‌ و پيوسته‌ به‌سويت‌ مي‌نگرند؛ «از جانب ‌راست‌ و از جانب‌ چپ‌، گروه‌ در گروه» يعني: كافران‌ در گروههاي‌ متفرق‌ و پراكنده‌ از جانب‌ راست‌ و چپ‌ رسول‌ خدا ص از ايشان‌ فرار مي‌كنند و از برابر دعوت ‌مي‌گريزند، يا به‌سوي‌ ايشان‌ مي‌نگرند.
 
سوره معارج آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا هر يك‌ از آنان‌ طمع‌ مي‌برد كه‌ به‌ بهشت‌ پرنازونعمت‌ درآورده‌ شود» با آن‌كه‌ ازبرابر هدايت‌ مي‌گريزد؟
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: مشركان‌ پيرامون‌ رسول‌ خدا ص گرد آمده‌ وبه‌ سخن‌ ايشان‌ گوش‌ فرا مي‌دادند اما از آن‌ بهره‌اي‌ نمي‌بردند بلكه‌ تكذيب‌ و استهزا ورزيده‌ و مي‌گفتند: اگر همينان‌ وارد بهشت‌ شوند، بي‌گمان‌ ما قبل‌ از آنان‌ به‌بهشت‌ وارد مي‌شويم‌ و قطعا بيش‌ از آنان‌ در بهشت‌ از ناز و نعمت‌ برخورداريم‌! پس‌ خداوند(ج) اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 
	سوره معارج آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كلا» كلا كلمه‌اي‌ است‌ بازدارنده‌ براي‌ قطع‌ طمع‌ آنان‌ در بهشت‌. يعني: نه‌! هرگز نه‌؛ «ما آنان‌ را از آنچه‌ مي‌دانند، آفريده‌ايم» يعني: آنان‌ را از آب‌ مني‌ پليدي ‌آفريده‌ايم‌ كه‌ خودشان‌ مي‌دانند پس‌ اين‌ تكبر برايشان‌ سزاوار نيست‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد، ابن‌ماجه‌ و ابن‌سعد آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص آيه: ( فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ‏.. كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ) را خواندند آن‌گاه ‌بر كف‌ دست‌ خويش‌ آب‌ دهان‌ انداخته‌ و انگشت‌ خود را بر آن‌ نهادند و فرمودند: «خداي‌ عزوجل‌ مي‌گويد: اي‌ فرزند آدم‌! چگونه‌ مي‌تواني‌ مرا عاجز گرداني ‌درحالي‌كه‌ تو را از مانند اين‌ آفريدم‌ ولي‌ چون‌ آفرينشت‌ را استوار، به‌سامان‌ و به ‌اعتدال‌ كردم‌، ميان‌ دو جامه‌ گرانقيمت‌ خرامان‌ راه‌ رفتي‌ در حالي‌ كه‌ زمين‌ را از راه ‌رفتنت‌ بانگ‌ و آوازي است‌ پس‌ جمع‌ كردي‌ و بازداشتي‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ چون ‌نفس‌ به‌ گلوگاهت‌ رسيد، آن ‌وقت‌ هنگام‌ صدقه‌ دادن‌ (تو) فرا رسيد». روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ مطرف ‌بن ‌عبدالله  شخير(رض)، مهلب‌ بن ‌ابي ‌صفره‌ را ديد كه ‌خرامان ‌خرامان‌ در رداي‌ نگارين‌ ابريشمين‌ چهارگوش‌ و عبايي‌ ابريشمين‌ راه‌ مي‌رود پس‌ به‌ او گفت: اي‌ بنده‌ خدا! چيست‌ اين‌ گونه‌ راه ‌رفتني‌ كه‌ خداي ‌عزوجل‌ از آن‌ نفرت‌ دارد؟ مهلب‌ گفت: مگر نمي‌شناسي‌ كه‌ من‌ چه‌ كسي‌ هستم‌؟ گفت: چرا؛ تو را نيك‌ مي‌شناسم‌. تو كسي‌ هستي‌ كه‌ آغازت‌ نطفه‌ پليدي‌ بود و آخرت‌ نيز لاشه‌ مردار گنديده‌اي‌ است‌ و در ميان‌ اين‌ آغاز و انجام‌ نيز حامل ‌نجاست‌ هستي‌! پس‌ مهلب‌ سر خود گرفت‌ و گذشت‌ و ديگر آن‌ گونه‌ خرامان‌ ومتكبرانه‌ راه‌ نمي‌رفت‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5925.txt">آيه  40-41</a><a class="text" href="w:text:5926.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:5927.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:5928.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:5929.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5930.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5931.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5932.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5933.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5934.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5935.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5936.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5937.txt"> آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5938.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:5939.txt">وجه تسميه:﴿ سوره‌ نوح ﴾</a></body></html>سوره معارج آيه  40‏متن آيه : ‏‏ فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ‏
 آيه  41‏متن آيه : ‏‏ عَلَى أَن نُّبَدِّلَ خَيْراً مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ پروردگار مشرقها و مغربها» يعني: به‌ پروردگار طلوع‌گاه‌ هر روز از ايام ‌سال‌ و غروبگاه‌ آن‌ «قسم‌ مي‌خورم‌ كه‌ هرآينه‌ ما تواناييم‌ بر آن‌كه‌ بهتر از آنان‌ را جانشين‌ آنان‌ گردانيم» يعني: تواناييم‌ بر اين‌ كه‌ بهتر، شايسته‌تر و فرمان‌پذيرتر از كساني‌ را بيافرينيم‌ كه‌ ما را نافرماني‌ كرده‌اند، سپس‌ اين‌ گروه‌ نافرمان‌ را نابود كنيم‌ «و ما درمانده‌ نيستيم» اگر اين‌ كار را اراده‌ كنيم‌ بلكه‌ آنچه‌ را بخواهيم‌ انجام‌ مي‌دهيم‌، نه‌ چيزي‌ از ما فوت‌ مي‌شود و نه‌ كاري‌ ما را عاجز مي‌گرداند. «لا» در (لااقسم) زايد و مفيد تأكيد است‌.
 
سوره معارج آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُو