خردسال‌ بود، سپس‌ عمويش‌ به‌ محضر رسول‌ اكرمص آمد و عرض‌ كرد: پسر برادرم‌ يتيم‌ است‌ و درخانه‌ام‌ تحت‌ تكفلم‌ به‌سر مي‌برد، بفرماييد كه‌ چه‌ چيز از مالش‌ برايم‌ حلال‌ است‌ وچه‌ وقت‌ مالش‌ را به‌ وي‌ باز دهم‌؟ در اين‌ هنگام‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: «و يتيمان‌ را بيازماييد» اين‌ آزمايش‌ چنين‌ است‌ كه‌: سرپرست‌ يتيم‌ در ديانت‌ واخلاق‌ وي‌ تأمل‌ كند تا به‌ نجابت‌ و حسن ‌تصرفش‌ پي‌ ببرد، همچنان‌ چيزي‌ از مالش‌را به‌ وي‌ داده‌ و او را بيازمايد تا از نحوه‌ تصرف‌ وي‌ در مالش‌، حقيقت‌ حالش‌ رابداند. ترتيب‌ دادن‌ اين‌ آزمايش‌ ـ در نزد ابوحنيفه‌ و شافعي‌ ـ قبل‌ از بلوغ‌ و در نزد مالك‌ بعد از بلوغ‌ است‌ «تا هنگامي‌ كه‌ به‌ حد نكاح‌» يعني‌: به‌ سن‌ بلوغ ‌«برسند» سن‌ بلوغ‌ نزد شافعي‌ و احمد بن‌ حنبل: پانزده‌ سالگي‌ و نزد مالك‌ وابوحنيفه‌: هفده‌ سالگي‌ است‌. از علامات‌ بلوغ‌ در مرد: فرودآمدن‌ آب‌ مني‌ و روييدن‌ موي‌ ظهار و در زن‌: باردارشدن‌ وي‌ و ديدن‌ عادت‌ ماهانه‌ (حيض) است «پس‌ اگر در ايشان‌ رشد» يعني‌: حسن‌تدبير و كارداني‌ «سراغ‌ يافتيد» و از اين‌ امر مطمئن‌ شديد «اموالشان‌ را به‌ آنان‌ برگردانيد» لذا اموال‌ يتيمان‌ به‌ آنان‌ داده‌ نمي‌شود، مگر بعد از بلوغ‌ و بعد از دريافت‌ رشد و كارداني‌ آنان‌ با حسن ‌تصرف ‌در اموالشان‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ اموال‌ خود را در جاي‌ معقول‌ و مورد ضرورت‌ مصرف ‌نموده‌ و در آن‌ اسراف‌ و تبذير نكنند. رشد: در نزد شافعي‌ عبارت‌ است‌ از: صلاح‌ در دين‌ و حسن‌ تصرف‌ در مال‌. اما در نزد جمهور فقها (رحمهم الله) رشد، فقط اهليت‌ تصرف ‌در مال‌ است‌.
امام‌ ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ يتيم‌ به‌ سن‌ بيست‌ و پنج‌ سالگي‌ رسيد، مالش ‌به‌ هرحال‌ به‌ وي‌ باز گردانده‌ مي‌شود، هرچند در او رشد و فهمي‌ هم‌ سراغ‌ نشد. اما مذهب‌ جمهور اين‌ است‌ كه‌: تا وقتي‌ رشد و اهليت‌ يتيم‌ ثابت‌ نشود، مال‌ وي‌ به ‌وي‌ داده‌ نمي‌شود؛ در هر سني‌ كه‌ باشد. «و آن‌ اموال‌ را» در كودكي‌ و كوچكي ‌آنان‌ «به‌ اسراف‌ و شتاب‌ نخوريد، از ترس‌ آن‌ كه‌ بزرگ‌ شوند» و اموال‌ خويش‌ را دراختيار بگيرند. يعني‌: اين‌گونه‌ نباشد كه‌ شما از هم ‌اكنون‌ كه‌ آنها صغيرند، با خود بگوييد: بايد قبل‌ از اين‌ كه‌ يتيم‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ برسد و اموال‌ خويش‌ را از چنگم‌ بيرون ‌برد، اموالش‌ را در راهي‌ كه‌ دلخواه‌ من‌ است‌، مسرفانه‌ و به‌شتاب‌ مصرف‌ كنم‌! «وهركس‌ توانگر بود، بايد كه‌ پرهيزگاري‌ كند» و از اموال‌ يتيم‌ دوري‌ گزيند «و هركس ‌تنگدست‌ بود، بايد در حد عرف‌ از آن‌ بخورد» و چنان‌ نباشد كه‌ با اموال‌ ايتام‌خوشگذراني‌ و عشرت‌ نموده‌ و در خوردن‌، نوشيدن‌ و پوشيدن‌، مسرفانه‌ ومرفهانه‌ عمل‌ نمايد. بعضي‌ گفته‌اند؛ معني‌ اين‌ است‌: وصي‌ يا ولي‌ نبايد جز به ‌اندازه ‌مزد كارشان‌ در مال‌ يتيم‌، از آن‌ بخورند. «پس‌ چون‌ اموالشان‌ را به‌ آنان‌ برگردانديد» بعد از بلوغ‌ و رشدشان‌ «بر آنان‌ گواه‌ بگيريد» كه‌ اموال‌ خويش‌ را از شما دريافت‌ كرده‌اند و بدين‌گونه‌ است‌ كه‌ تهمت‌ها از شما دفع‌ شده‌ و از عاقبت ‌دعواها و جنجال‌هاي‌ بعدي‌ ايمن‌ مي‌شويد. گواه‌ گرفتن‌ در نزد مالكي‌ها وشافعي‌ها، واجب‌ و در نزد احناف‌، مستحب‌ است‌. «و خداوند براي‌ حسابرسي ‌كافي‌ است‌» و در هرآنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد، حسابگر اعمال‌ و گواه‌ احوال‌ شماست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5941.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:5942.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5943.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5944.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:5945.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:5946.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:5947.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:5948.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:5949.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:5950.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:5951.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:5952.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:5953.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:5954.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:5955.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:5956.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:5957.txt"> آيه  27</a><a class="text" href="w:text:5958.txt">آيه  28</a></body></html>سوره نوح آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! از پروردگار خود آمرزش‌ بخواهيد؛ «تا بر شما باران‌ را ريزان ‌بفرستد» مدرار: بسيار ريزان‌، روان‌ و پيگير. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ استغفار از بزرگترين‌ اسباب‌ نزول‌ باران‌ و حصول‌ انواع‌ رزق‌ و روزي‌ است‌ به‌ همين‌ جهت ‌استغفار در دعاي‌ استسقا (طلب‌ باران) مشروع‌ گرديده‌است‌. شعبي‌ مي‌گويد: «عمر(رض) به‌ طلب‌ باران‌ بيرون‌ آمد ولي‌ بر استغفار و آمرزش‌خواهي‌ چيز ديگري ‌نيفزود پس‌ باران‌ فرود آمد. اصحاب‌(ج) به‌ عمر(رض) گفتند: ما نديديم‌ كه‌ شما طلب ‌باران‌ كنيد؟! شما جز استغفار كار ديگري‌ نكرديد اما باران‌ فرود آمد! عمر(رض) فرمود: من‌ كليدهاي‌ آن‌ را كه‌ به‌وسيله‌ آنها فرود مي‌آيد، طلب‌ كردم‌[1]. سپس‌ اين‌آيه‌ را خواند:(‏‏ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً ‏10 يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَاراً ‏)» . روايت ‌شده‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌مدت‌ چهل‌ سال‌ باران‌ را از قوم نوح‌(ع) بازداشت‌ و رحم‌هاي‌ زنانشان‌ را عقيم‌ گردانيد پس‌ نوح‌(ع) به‌ آنان‌ وعده‌ داد كه‌ استغفار تنها راه‌ نجات‌ از اين‌ مصيبت‌ و تنها دريچه‌ حصول‌ گشايش‌ در ارزاق‌ و اولاد است‌.
 
[1] لفظ سخن‌ عمر(رض) اين‌ است: (طلبت‌ بمجاديح‌ السماء) مجاديح‌ جمع‌ مجدح‌، ستاره‌اي‌ از ستاره‌هاست‌ كه‌ در نزد اعراب‌ نشانه‌اي‌ بر نزول‌ باران‌ بود. به‌ اين‌ ترتيب‌، عمر(رض) استغفار را به‌ ستارگان ‌باران‌ تشبيه‌ كرد تا خطابش‌ براي‌ اعراب‌ مفهوم‌ باشد، نه‌ اين‌كه‌ او به‌ آن‌ ستارگان‌ عقيده‌اي‌ داشته‌ باشد.سوره نوح آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» استغفار كنيد تا «به‌ شما اموال‌ و فرزندان‌ را پي‌درپي‌ دهد و براي‌ شما باغها و جويبارها پديد آورد» يعني: اگر استغفار كنيد، حق‌ تعالي‌ اموال‌ و فرزندانتان‌ را بسيار مي‌گرداند زيرا ايمانتان‌ به‌ خداوند(ج) علاوه‌ بر بهره‌ وافر آخرت‌، فراواني‌ و توانگري‌ دنيا را نيز برايتان‌ ارمغان‌ مي‌آورد. روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ مردي‌ نزد حسن‌بصري: از قحطي‌ و تنگسالي‌ شكايت‌ كرد، حسن‌ بصري‌ به‌ او گفت: از خداي ‌عزوجل‌ آمرزش‌ بخواه‌! فرد ديگري‌ نزد وي‌ از فقر شكايت‌ كرد، فرد ديگري‌ از قلت‌ نسل‌ و فرد دي