
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ پروردگار من‌! مرا و پدر و مادرم‌ را بيامرز» شايان‌ ذكر است‌ كه‌ پدر و مادر نوح(ع) هر دو مؤمن‌ بودند «و هر كس‌ را كه‌ به‌ خانه‌ من‌ درآيد» در حالي‌كه‌ «ايمان ‌آورده» باشد نيز بيامرز. يعني: هر كس‌ را كه‌ به‌ منزلي‌ در آيد كه‌ من‌ ساكن‌ آن‌ هستم‌، يا در كشتي‌، يا مسجدم‌ درآيد. پس‌ كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ وصف‌ متصف ‌نبودند، مانند زن‌ نوح‌(ع) و فرزند وي‌ كه‌ گفت: «در كوهي‌ كه‌ مرا از آب‌ پناه ‌دهد، جاي‌ مي‌گيرم‌»، از تحت‌ اين‌ دعا خارج‌اند. «و نيز بيامرز تمام‌ مؤمنين‌ و مؤمنات‌ را» يعني: بر همه‌ مردان‌ و زناني‌ كه‌ به‌ وصف‌ ايمان‌ موصوف‌اند تا روز قيامت‌ بيامرز. پس‌ با اقتدا به‌ نوح‌(ع) دعا كردن‌ در حق‌ تمام‌ مؤمنين‌ و مؤمنات ‌مستحب‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌سعيد خدري‌(رض) آمده‌است‌ كه‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «لا تصحب‌ إلا مؤمنا ولا يأكل طعامك‌ إلا تقي: همراه‌ ومصاحب‌ نشو؛ جز با مؤمني‌ و غذاي‌ تو را نخورد؛ جز پرهيزگاري‌». «و ستمكاران ‌را جز تباهي‌ نيفزاي» يعني: بر كافران‌ ستمگر، جز نابودي‌ و زيان‌ و خرابي‌ نيفزاي‌. اين‌ دعاي‌ نوح‌(ع) نيز هر ستمگري‌ را تا روز قيامت‌ شامل‌ گرديده ‌است‌.

  
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5960.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5961.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5962.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5963.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5964.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5965.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5966.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5967.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5968.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5969.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:5970.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:5971.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5972.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5973.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ جن ﴾</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:597.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:598.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:599.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:600.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:601.txt">آيه  11</a></body></html>سوره جن آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد صبه‌ امتت‌ «به‌سوي‌ من» از جانب‌ خداوند(ج) بر زبان ‌جبرئيل‌(ع) «وحي‌ فرستاده‌ شد كه‌ گروهي‌ از جن‌ گوش‌ نهادند» به‌ قرائت‌ من‌ آن‌گاه‌ كه‌ قرآن‌ مي‌خواندم‌. نفر: از سه‌ تا ده‌ كس‌ است‌ «پس‌ گفتند: هرآينه‌ ما قرآني‌ شگرف‌ را شنيديم» يعني: چون‌ آن‌ گروه‌ از جن‌ به‌سوي‌ قوم‌ خود بازگشتند، به‌ آنان ‌گفتند: ما سخني‌ قرائت ‌شده‌ را شنيديم‌ كه‌ در فصاحت‌ و بلاغت‌، يا در موعظه‌ها واندرزها، يا در بركت‌ خود عجيب‌ بود. يادآور مي‌شويم‌؛ سوره‌اي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در هنگام‌ گوش ‌سپردن‌ جن‌ مي‌خواندند، سوره:(‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ‏)بود. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خداوند(ج) فرستادگاني‌ را از ميان‌ خود جن ‌به‌سوي‌ آنان‌ نفرستاد بلكه‌ رسولان‌ تماما از فرزندان‌ آدم‌(ع) اند.
علما گفته‌ اند: جنيان‌ اجسامي‌ عاقل‌ و پنهان‌ از ديدگان‌ هستند كه‌ از آتش ‌آفريده‌ شده‌اند و تنها عالم‌ غيبي‌اي‌ هستند كه‌ مختار و مكلف‌ گردانيده‌ شده‌اند زيرا خداي‌ عزوجل‌ انسان‌ را از عالم‌ مشاهده‌ شده‌ و جن‌ را از عالم‌ غيبي‌ مكلف‌ مختار گردانيد. اصل‌ جن‌ ـ چنان‌كه‌ حسن‌ بصري‌: گفته‌ است‌ ـ نسل‌ و تبار ابليس‌اند چنان‌كه‌ انس‌ فرزندان‌ آدم‌ هستند و از هر دو گروه‌ هم‌ مؤمن‌ وجود دارد، هم‌ كافر و هر دو گروه‌ در ثواب‌ و عقاب‌ شريك‌اند پس‌ هر كس‌ از اين‌ يا آن‌ گروه‌ مؤمن ‌بود، او ولي‌ خدا(ج) است‌ و هر كس‌ از اين‌ يا آن‌ گروه‌ كافر بود، او شيطان‌ است‌. مراد از جن‌ در اينجا: جنيان‌ نصيبين‌اند و در سوره‌ «احقاف‌» نيز از همين‌ گروه‌ سخن‌ رفته‌است: (وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ ....) «احقاف‌/ 29». در روايات‌ آمده‌است‌ كه‌ گوش ‌سپردن‌ جنيان‌ به‌ قرآن‌ در نماز صبح‌ و در محل‌ «بطن‌ نخله‌» كه‌ جايي‌ در ميان‌ مكه‌ و طائف‌ است‌، بود.
بخاري‌، مسلم‌، ترمذي‌ و غير ايشان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از عبدالله بن‌عباس(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص نه‌ بر جن‌ قرآن ‌خواندند و نه‌ آنها را ديدند بلكه‌ در زمان‌ آن‌ حضرت‌ ص ميان‌ شياطين‌ و دريافت ‌اخبار آسمان‌ مانع‌ ايجاد گرديد و بر آنان‌ شهابها فرستاده‌ مي‌شد پس‌ جنيان‌ گفتند: اين‌ پديده‌ جز به‌ سبب‌ اتفاقي‌ كه‌ رخ‌ داده‌، به‌ وجود نيامده‌ است‌ لذا به‌ مشارق‌ و مغارب‌ زمين‌ رفتند تا عامل‌ اين‌ تحول‌ را بيابند و بنگرند كه‌ چه‌ رخدادي‌ اتفاق ‌افتاده‌ است‌. در اين‌ ميان‌ گروهي‌ از جنيان‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور به‌سوي‌ سرزمين‌ تهامه ‌رهسپار شده ‌بودند بر رسول‌ خدا ص درحالي‌ گذر كردند كه‌ آن‌ حضرت‌ ص در نخله‌ با اصحاب‌ خويش‌ نماز بامداد را مي‌گزاردند پس‌ چون‌ قرآن‌ را شنيدند، به ‌آن‌ گوش‌ فرادادند و بعد از آن‌ با خود گفتند: سوگند به‌ خدا كه‌ عامل‌ ايجاد حايل ‌ميان‌ ما و شنيدن‌ اخبار آسمان‌ همين‌ است‌. سپس‌ نزد قوم‌ خويش‌ بازگشته‌ و گفتند: اي‌ قوم‌ ما! ما قرآن‌ عجيبي‌ را شنيديم‌... همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر رسول ‌خويش‌ نازل‌ فرمود: (‏ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ)[1].
البته‌ ظاهر قرآن‌ نيز مي‌رساند كه‌ رسول‌ خدا ص جن‌ را نديده‌اند. ولي ‌ابن ‌مسعود(رض) بر آن‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص مأمور گرديده‌ بودند تا به‌ منظور قرائت‌ قرآن‌ بر جنيان‌ و دعوتشان‌ به‌سوي‌ اسلام‌ نزد جنيان‌ بروند. پس‌ ايشان‌ جن‌ را ديده‌اند. قرطبي‌ مي‌گويد: «اين‌ رأي‌ محكمتر است‌؛ زيرا عامر شعبي‌ مي‌گويد: از علقمه‌ پرسيدم‌ كه‌ آيا ابن‌مسعود(رض) در شب‌ جن‌ با رسول‌ خدا ص حاضر بود؟ گفت: من‌ دراين‌باره‌ از ابن‌مسعود(رض) سؤال‌ كردم‌ و گفتم: آيا يكي‌ از شما اصحاب‌ در شب‌ جن‌ همراه‌ رسول‌ خدا ص حاضر بوده‌ايد؟ او گفت: خير! ولي‌ ما شبي‌ همراه‌ رسول‌ خدا ص بوديم‌، بناگاه‌ ايشان‌ را گم‌ كرديم‌ پس‌ در طلب‌ ايشان ‌واديها را جست‌وجو كرديم‌ اما ايشان‌ را نيافتيم‌ در اين‌ اثنا با خود گفتيم: يا رسول‌ خدا ص سردرگم‌ شده‌ و ما را گم‌ كرده‌اند، يا ـ خدا نخواسته‌ ـ ترور گرديده‌اند. پس‌ آن‌ شب‌ بدترين‌ شبي‌ بود كه‌ بر ما گذشت‌. و چون‌ صبح‌ شد، بناگاه‌ ديديم‌ كه‌ رسول‌ خدا ص از سمت‌ كوه‌ حرا مي‌آيند. گفتيم: يا رسول‌الله! ما شما را گم‌ كرديم‌ و هر چه‌ شما را جست‌وجو كرديم‌ نيافتيم‌ لذا بدترين‌ شبي‌ را سپري‌ كرديم‌ كه‌ گروهي‌ شب‌ را بر آن‌ مي‌گذرنند! رسول مبارك ص  فرمودند: «دعوتگر جن‌ به‌نز